کدخبر: ۸۱۲۴۴
۰۴ مرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۲۱
چاپ

یادداشت؛

سواد رسانه‌ای؛ مهم‌ترین ابزار دفاع شناختی

بهمن اسدی خیرآباد

جنگ رمضان، صحنه‌ای بود که در آن جنگ شناختی با بهره‌گیری از رسانه، فناوری و عملیات روانی، به یکی از مهم‌ترین ابزارهای تأثیرگذاری بر افکار عمومی تبدیل شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، بهمن اسدی خیرآباد، فعال رسانه ای کهگیلویه و بویراحمد در یادداشتی در خصوص ابعاد شناختی و ماهیتی جنگ رمضان نوشت: آنچه در جنگ ۱۲ روزه، جنگ فتنه دی‌ماه و جنگ رمضان رخ داد، تنها یک تقابل نظامی نبود؛ بلکه صحنه رویارویی گسترده در حوزه ادراک، افکار عمومی و روایت‌ها بود. در این نبرد، جنگ شناختی به مهم‌ترین ابزار اثرگذاری بر ذهن مردم، تصمیم‌سازان و حتی افکار عمومی منطقه و جهان تبدیل شد.

جنگ شناختی را باید نسل جدید جنگ‌های ترکیبی دانست؛ جنگی که هدف آن تصرف سرزمین نیست، بلکه تسلط بر ذهن انسان‌ها، تغییر محاسبات، ایجاد خطای ادراکی و جهت‌دهی به افکار عمومی است. اگر درگذشته جنگ‌ها باقدرت نظامی تعریف می‌شدند، امروز رسانه، اطلاعات، فناوری، هوش مصنوعی و شبکه‌های اجتماعی به سلاح‌های اصلی میدان نبرد تبدیل‌شده‌اند.

در جنگ رمضان، آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش کردند هم‌زمان سه جامعه هدف را تحت تأثیر قرار دهند؛ افکار عمومی خود، کشورهای منطقه و مردم ایران. هر یک از این مخاطبان با تکنیک‌های متفاوتی مورد هدف عملیات شناختی قرار گرفتند تا روایت مطلوب طراحان جنگ جایگزین واقعیت‌های میدانی شود.

در سطح افکار عمومی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تلاش شد با روایت‌سازی، توجیه سیاسی و رسانه‌ای برای آغاز و ادامه جنگ ایجاد شود. در کنار آن، فشار بر رسانه‌ها برای انتشار روایت‌های همسو، برجسته‌سازی موفقیت‌های نظامی و کوچک‌نمایی توان طرف مقابل، بخشی از این عملیات روانی بود؛ زیرا در جنگ شناختی، حفظ روحیه داخلی و اقناع افکار عمومی اهمیت راهبردی دارد.

در حوزه کشورهای منطقه نیز، آنچه بیش از همه به چشم می‌آمد، تلاش برای ایجاد سوءبرداشت و تغییر محاسبات بازیگران منطقه‌ای بود. به اعتقاد بنده، استفاده از عملیات فریب، روایت‌های متناقض، نسبت دادن برخی رخدادها به دیگران و تلاش برای ایجاد بی‌اعتمادی میان کشورهای منطقه، بخشی از راهبردی بود که باهدف تغییر آرایش سیاسی و امنیتی منطقه دنبال می‌شد.

اما مهم‌ترین بخش جنگ شناختی، متوجه افکار عمومی ایران بود. به باور من، در این بخش، مجموعه‌ای از ابزارهای رسانه‌ای، ماهواره‌ای، فضای مجازی، عملیات روانی، شایعه‌سازی، تحریف واقعیت، انتشار اخبار تأییدنشده، دوقطبی‌سازی جامعه، فضاسازی پیرامون مذاکرات، تعیین ضرب‌الاجل‌های رسانه‌ای، انتشار روایت‌های متناقض و ایجاد فضای ابهام به کار گرفته شد تا جامعه دچار خطای محاسباتی شود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ شناختی، وارونه‌نمایی واقعیت است. در چنین شرایطی، آنچه رخ‌داده، با آنچه روایت می‌شود، تفاوت پیدا می‌کند و مخاطب در تشخیص حقیقت دچار تردید می‌شود. به همین دلیل، دشمن تلاش می‌کند با تکرار روایت‌های هدفمند، تصویر جدیدی از واقعیت در ذهن مخاطب ایجاد کند.

از سوی دیگر، شایعه‌پراکنی نیز یکی از مؤثرترین ابزارهای این نبرد است. انتشار اخبار بدون منبع معتبر، ایجاد نگرانی عمومی، القای ناامنی، فضاسازی درباره برخی مناطق و تلاش برای ایجاد اضطراب اجتماعی، همگی باهدف برهم زدن آرامش جامعه و تضعیف سرمایه اجتماعی انجام می‌شود.

یکی دیگر از ابزارهای مهم جنگ شناختی، «انتشار سریع خبر و تکمیل تدریجی آن» است. بسیاری از رسانه‌های خارجی ابتدا خبری را با استناد به منابع ناشناس منتشر می‌کنند و سپس در مراحل بعد، روایت خود را تکمیل یا اصلاح می‌کنند؛ درحالی‌که رسانه‌های حرفه‌ای و مسئول، اصل را بر صحت، اعتبار و راستی‌آزمایی اطلاعات قرار می‌دهند.

در این میان، تناقض‌گویی رسانه‌ای نیز بخشی از عملیات شناختی است. انتشار مواضع متناقض، تغییر مکرر روایت‌ها، اظهارنظرهای چندگانه و ایجاد ابهام، همگی باهدف سردرگم کردن مخاطب و ایجاد خطای محاسباتی صورت می‌گیرد.

جنگ شناختی بدون رسانه امکان‌پذیر نیست. امروز رسانه دیگر تنها ابزار انتقال خبر نیست، بلکه به یکی از ارکان قدرت در منازعات تبدیل‌شده است. هر تصویر، هر خبر، هر تحلیل و حتی هر شایعه می‌تواند بخشی از یک عملیات بزرگ‌تر برای جهت‌دهی به افکار عمومی باشد.

در چنین شرایطی، مهم‌ترین راهکار، افزایش سواد رسانه‌ای جامعه است. هرچه قدرت تحلیل مردم، توان تشخیص منابع معتبر و مهارت راستی‌آزمایی اخبار بیشتر باشد، موفقیت عملیات شناختی کاهش خواهد یافت. جامعه‌ای که بتواند میان خبر، تحلیل، شایعه و عملیات روانی تفاوت قائل شود، کمتر دچار خطای ادراکی خواهد شد.

به باور بنده، تجربه جنگ رمضان نشان داد که نبردهای آینده بیش از آنکه در میدان‌های نظامی تعیین تکلیف شوند، در عرصه رسانه، افکار عمومی و روایت‌ها رقم خواهند خورد. از همین رو، مسئولیت رسانه‌های حرفه‌ای، نخبگان، دانشگاه‌ها و فعالان فرهنگی در تبیین واقعیت‌ها، مقابله با تحریف، تولید محتوای مستند و ارتقای سواد رسانه‌ای، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. جنگ شناختی، نبرد بر سر ذهن‌هاست و پیروز این میدان، طرفی خواهد بود که بتواند روایت معتبرتر، مستندتر و اثرگذارتری را در افکار عمومی تثبیت کند.

انتهای خبر/