کدخبر: ۸۰۷۵۰
۲۷ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۰۸
چاپ

یادداشت؛

آقای تاجگردون؛ باحلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود!

انتقاد اخیر «تاجگردون» درباره وضعیت خیابان‌های دوگنبدان و حضور گسترده وانت‌بارهای عرضه‌کننده میوه و تره‌بار، بار دیگر موضوع ساماندهی دستفروشان و مسئولیت دستگاه‌های اجرایی را به یکی از مباحث موردتوجه افکار عمومی تبدیل کرده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، انتقاد اخیر نماینده گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی، درباره آنچه «تسخیر خیابان‌های دوگنبدان توسط وانت‌بارهای میوه‌فروشان» خوانده‌اند، بار دیگر بحث قدیمی ساماندهی دستفروشان و نقش مدیریت شهری را به صدر گفت‌وگوها آورد. تاجگردون در صفحه مجازی خود، با انتقاد از وضعیت موجود، توپ مسئولیت را به زمین شهرداری انداختند و گلایه کردند که گویا دیگر مفاهیمی چون سد معبر و مجوز معنایی ندارند و از شورای تأمین و شهرداری خواستند پیش از پایان سال چهره شهر را آراسته کنند.

بی‌تردید، هر شهروندی با دیدن چهره آشفته برخی خیابان‌ها، از منظر نظم شهری و زیبایی بصری، دغدغه‌مند می‌شود. هیچ‌کس از شهری منظم، زیبا و آبرومند رویگردان نیست؛ اما مسئله اینجاست که ظاهر ماجرا تنها بخشی از واقعیت است. پشت این وانت‌ها، زندگی‌هایی ایستاده‌اند که برای تأمین حداقل معاش، سرما و گرما و ناامنی معیشتی را به جان خریده‌اند. دستفروشی و میوه‌فروشی کنار خیابان، انتخابی از سر علاقه نیست؛ اغلب آخرین پناهگاه برای فرار از بیکاری است.

پرسش اساسی اینجاست: اگر برخوردهای ضربتی صورت گیرد و این افراد از سطح شهر جمع‌آوری شوند، برنامه جایگزین چیست؟ آیا طرحی برای اشتغال آنان وجود دارد یا صرفاً صورت‌مسئله پاک می‌شود؟ «با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود»؛ زیباسازی شهر با دستور و بخشنامه ممکن است، اما حل بحران بیکاری نیازمند برنامه، سرمایه‌گذاری و اقدام عملی است.

فراموش نکنیم همین دستفروشان و شهروندان، بخشی از بدنه اجتماعی‌اند که در فرآیندهای سیاسی مشارکت کرده‌اند و انتظار دارند نتیجه آن را در بهبود معیشت ببینند. گچساران، با پیشینه نفت‌خیز و ظرفیت‌های بالقوه اقتصادی، نباید همچنان شاهد آن باشد که جوانانش از سر ناچاری به مشاغل کاذب پناه ببرند. اگر اشتغال پایدار فراهم شود، خودبه‌خود بساط بسیاری از این مشاغل جمع خواهد شد. همان‌گونه که گفته‌اند: «اول سوزن را به خود بزن، بعد جوالدوز را به دیگران.»

این وضعیت، محصول امروز و دیروز نیست؛ حاصل سال‌ها سیاست‌گذاری، وعده‌ها و تعلل‌هاست. حواله دادن جوانان به آینده‌ای مبهم، آن‌هم درحالی‌که بسیاری از آنان از مرز جوانی عبور کرده‌اند و هنوز چشم‌انتظار فرصت کارند، نه اقناع‌کننده است و نه مسئولانه. جوانانی که عمر و انگیزه‌شان در پیچ‌وخم وعده‌ها سپری‌شده، اکنون برای گذران زندگی به هر کاری تن می‌دهند تا «هشت‌شان گرو نُه‌شان نماند».

البته این سخن به معنای تبرئه مدیریت شهری نیست؛ شهرداری و دستگاه‌های محلی نیز وظیفه‌دارند از گسترش بی‌نظمی جلوگیری کنند و ساماندهی معقول انجام دهند، چراکه بازاریان رسمی نیز از این وضعیت متضررند؛ اما گره اصلی در جای دیگری است: اشتغال‌زایی. تا زمانی که این گره باز نشود، هر برخوردی تنها جابه‌جایی مسئله است، نه حل آن.

در پایان، راه برون‌رفت نه در جدال لفظی و پاس‌کاری مسئولیت، بلکه در هم‌افزایی و همکاری واقعی میان نمایندگان، مدیریت شهری، مدیران استانی و بخش خصوصی است. اگر اراده‌ای مشترک برای ایجاد فرصت‌های شغلی و کاهش فشار معیشتی بر جوانان شکل گیرد، هم خیابان‌ها سامان می‌یابند و هم کرامت نیروی کار حفظ می‌شود. امروز بیش از هر زمان، حل معضل بیکاری و رفع مشکلات جوانان، نه یک شعار، بلکه ضرورتی فوری و مسئولیتی همگانی است.

انتهای خبر/