کدخبر: ۸۱۱۷۹
۱۰ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۱۶
چاپ

طنز تلخ یک معضل قدیمی در بام نفت ایران؛

وقتی خیابان های گچساران ارث پدری می‌شوند!

در گچساران، پیدا کردن جای پارک گاهی از پیدا کردن سوزن در انبار کاه هم سخت‌تر است. البته مشکل فقط کمبود پارکینگ نیست؛ انگار خیابان‌های مرکزی شهر میان عده‌ای تقسیم ارث شده‌اند؛ یکی سهم بانک را برداشته، یکی سهم مغازه را و آنچه باقی مانده، سهم اعصاب مردم است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، یاسر مرادی _ در گچساران اگر روزی تابلوی «پارکینگ عمومی» دیدید، قبل از هر چیز از خودتان نیشگون بگیرید؛ شاید خواب می‌بینید! سال‌هاست مسئولان از ضرورت ساخت پارکینگ طبقاتی سخن می‌گویند؛ وعده‌هایی که آن‌قدر تکرار شده‌اند که دیگر بیشتر شبیه یک افسانه شهری هستند تا یک پروژه عمرانی. اما قصه فقط نبود پارکینگ نیست؛ قصه، فرهنگی است که خیابان را با پارکینگ شخصی اشتباه گرفته است.

صبح که هنوز بسیاری از مردم مشغول نوشیدن چای هستند، خیابان‌های مرکزی شهر توسط خودروهای کارکنان بانک‌ها اشغال شده است. ساعت هفت صبح خودروها می‌آیند، جا خوش می‌کنند و تا پایان ساعت اداری حتی یک سانتی‌متر هم تکان نمی‌خورند؛ گویی برای پارک کردن، قرارداد اجاره روزانه با خیابان بسته‌اند.

بعد از بانکداران، نوبت کسبه و مغازه‌داران است. آنان نیز سهم خود را از خیابان مطالبه می‌کنند؛ از صبح تا شب خودرو درست مقابل محل کسب پارک می‌شود، مبادا صاحب مغازه مجبور شود چند قدم بیشتر راه برود. نتیجه آنکه شهروندی که فقط می‌خواهد پنج دقیقه برای خرید، مراجعه به بانک یا ویزیت پزشک توقف کند، باید چندین بار دور میدان و خیابان بچرخد؛ شاید معجزه‌ای رخ دهد و جای خالی پیدا شود.

طنز ماجرا آنجاست که برخی خودروها حتی با چادر نیز پوشانده می‌شوند؛ یعنی نه‌تنها خیابان اِشغال شده، بلکه خودرو هم گویا برای اقامت چندروزه آماده است! رهگذری اگر نداند، تصور می‌کند این خودروها در انتظار فروش هستند، نه اینکه فقط صاحبشان مشغول کار روزانه باشد.

سؤال ساده‌ای وجود دارد؛ آیا خیابان ملک شخصی کسی است؟ آیا حق شهروندی که تنها چند دقیقه کار اداری یا خرید دارد، کمتر از حق کسی است که هشت ساعت خودرویش را در کنج خیابان رها می‌کند؟

البته انصاف حکم می‌کند همه تقصیرها را گردن مردم نیندازیم. گچساران سال‌هاست با یک مشکل ساختاری روبه‌رو است؛ تقریباً همه بانک‌ها، مراکز درمانی، مطب پزشکان، برخی ادارات خدماتی و بازار اصلی در محدوده‌ای کوچک متمرکز شده‌اند، اما زیرساخت متناسب با این حجم مراجعه‌کننده ایجاد نشده است. وقتی هزاران نفر باید هر روز به یک نقطه از شهر مراجعه کنند، طبیعی است که بدون پارکینگ مناسب، خیابان‌ها به پارکینگ تبدیل شوند.

اما روی دیگر سکه نیز قابل انکار نیست. بسیاری از شهرها با وجود کمبود پارکینگ، شهروندان برای رفت‌وآمدهای روزانه از تاکسی، سرویس، موتورسیکلت یا حتی پیاده‌روی کوتاه استفاده می‌کنند. در گچساران اما گویی خودرو باید دقیقاً مقابل محل کار متوقف شود؛ اگر فاصله محل پارک تا بانک یا مغازه به صد متر برسد، انگار سفری اکتشافی آغاز شده است!

اصلاح این وضعیت تنها با ساخت پارکینگ ممکن نیست. تا زمانی که فرهنگ احترام به حقوق دیگران در استفاده از فضای عمومی تقویت نشود، هر تعداد پارکینگ هم ساخته شود، باز هم خیابان‌ها اشغال خواهند شد.

امروز مسئله گچساران فقط کمبود جای پارک نیست؛ مسئله، کمبود توجه به «حق دیگران» است. خیابان متعلق به همه شهروندان است، نه به کارمند یک بانک، نه به صاحب یک مغازه و نه به خودرویی که از صبح تا شب زیر چادر، آفتاب را تماشا می‌کند.

شاید وقت آن رسیده باشد که مسئولان، ساخت پارکینگ را از فهرست وعده‌ها خارج و وارد فهرست پروژه‌های اجرایی کنند و در کنار آن، با فرهنگ‌سازی و مدیریت صحیح پارک حاشیه‌ای، حق استفاده برابر از خیابان را به همه شهروندان بازگردانند.

و در پایان، فقط یک سؤال باقی می‌ماند؛ اگر هر شهروندی بخواهد خودرویش را هشت ساعت در خیابان پارک کند، پس خیابان برای عبور مردم ساخته شده یا برای خواب روزانه خودروها؟

انتهای خبر/