کدخبر: ۸۰۷۸۲
۰۷ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۲:۱۸
چاپ

وقتی نقاب از چهره «اجاره‌ای‌ها» افتاد!

دانشگاه، میدان گفت‌وگو یا سناریوی آشوب؟

حوادث اخیر در برخی دانشگاه‌های کشور بار دیگر این پرسش اساسی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است؛ مرز میان اعتراض دانشجویی و پروژه آشوب کجاست و چه کسانی از التهاب در محیط‌های علمی سود می‌برند؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، ماجرا با تجمع‌هایی به مناسبت چهلم جان‌باختگان حوادث دی‌ماه آغاز شد؛ برنامه‌ای که می‌توانست در چارچوب آیین‌های دانشجویی برگزار شود؛ اما به گفته شاهدان، ورود افرادی با شعارهای ساختارشکنانه و رفتارهای خشونت‌آمیز، مسیر تجمعات را تغییر داد. گزارش‌هایی از درگیری فیزیکی، پرتاب سنگ و حتی مشاهده سلاح سرد منتشر شد؛ رخدادهایی که فضای دانشگاه را از یک محیط گفت‌وگومحور به صحنه تقابل و خشونت تبدیل کرد.

با این اوصاف تحولات اخیر در برخی دانشگاه‌های کشور را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک اعتراض دانشجویی تحلیل کرد. شواهد رسانه‌ای و الگوی رفتاری آشوب‌ها نشان می‌دهد این رخدادها در امتداد یک پروژه جنگ ترکیبی تعریف می‌شوند؛ پروژه‌ای که بازیگران اصلی آن، آمریکا و رژیم صهیونیستی و پیاده‌نظام رسانه‌ای و میدانی آن‌ها در قالب جریان‌های سلطنت‌طلب هستند.

تغییر زمین‌بازی؛ از خیابان به دانشگاه

پس از ناکامی آشوب‌های خیابانی در 18 و 19 دی‌ماه، تمرکز اتاق‌ فکر غرب بر محیط‌های دانشگاهی معطوف شد؛ جایی که انرژی جوانی و حساسیت اجتماعی می‌تواند بستر تحریک باشد. در الگوی جنگ ترکیبی، وقتی «فاز خیابانی» به نتیجه نمی‌رسد، «فاز نهادی» فعال می‌شود؛ یعنی نفوذ در مراکز علمی، فرهنگی و صنفی برای تولید التهاب مستمر و فرسایشی.

حضور ناوگان آمریکا در منطقه و همزمانی تحرکات رسانه‌ای ضدایرانی با برخی تنش‌های دانشگاهی، نشان می‌دهد فشار میدانی و عملیات روانی مکمل یکدیگرند. در این چارچوب، هر درگیری محدود می‌تواند به یک بحران ملی در قاب رسانه‌های خارجی تبدیل شود.

بازوی رسانه‌ای؛ مهندسی روایت

پروژه بی‌ثبات‌سازی بدون بازوی رسانه‌ای معنا ندارد. رسانه‌های همسو باسیاست‌های واشنگتن و تل‌آویو، با بزرگ‌نمایی گزینشی، برچسب «سرکوب» را پیش‌فرض روایت خود قرار می‌دهند. هدف، القای دوگانه‌ای خطرناک است: «دانشجو در برابر نظام».

پژوهش دانشگاه آکسفورد در سال 2019 از سویی نشان می‌دهد چگونه جوامع غربی و شبکه‌های وابسته، از ارتش‌های سایبری و پروپاگاندای محاسباتی برای تخریب اعتماد عمومی جامعه هدف بهره می‌برند. الگوی بمباران خبری، انتشار تصاویر بریده و حذف زمینه‌ها، دقیقاً در همین چارچوب قابل‌تحلیل است.

سلطنت‌طلبان؛ پیاده‌نظام میدانی و مجازی

در سطح میدانی و شبکه‌های اجتماعی، طیف‌های نزدیک به جریان سلطنت‌طلب حول محور، نقش تقویت‌کننده و تحریک‌کننده ایفا می‌کنند. این جریان که آشکارا از حمایت سیاسی برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی برخوردار است، تلاش دارد با رادیکال‌سازی فضا، هرگونه حرکت اصلاحی و درون‌زا را به سمت تقابل صفر و صدی سوق دهد.

شعارهای ساختارشکنانه، هتاکی سازمان‌یافته، حملات هماهنگ سایبری و حتی استفاده از نمادهای سلطنتی در برخی تجمعات، نشان‌دهنده یک خط سیاسی مشخص با هدایت نظام سلطه است؛ خطی که بیش از آنکه دغدغه دانشگاه داشته باشد، به دنبال تولید خوراک رسانه‌ای برای فشار خارجی است.

سناریوی تکراری؛ تحریک، درگیری، مظلوم‌نمایی

الگوی عملیات به‌روشنی قابل‌مشاهده است؛ تحریک یک تجمع یا مراسم، ایجاد درگیری محدود و ثبت تصاویر احساسی، انتشار گسترده در رسانه‌های معاند، طرح ادعای سرکوب سیستماتیک. این چرخه، همان سناریوی «کشته‌سازی و مظلوم‌نمایی» است که پیش‌تر نیز آزموده شده بود. هدف، نه اصلاح وضعیت دانشگاه، بلکه ضربه به ثبات ملی و ایجاد فشار دیپلماتیک است.

عقلانیت؛ سد پروژه بی‌ثبات‌سازی

بی‌تردید دانشگاه محل نقد، پرسشگری و مطالبه‌گری است؛ اما مرز باریکی میان اعتراض مدنی و آشوب هدایت‌شده وجود دارد. آمریکا و رژیم صهیونیستی در چارچوب راهبرد مهار ایران، از هر شکاف اجتماعی به‌عنوان فرصت بهره می‌برند. فعال‌سازی جریان‌های افراطی سلطنت‌طلب، بخشی از همین راهبرد است؛ راهبردی که بر دوقطبی‌سازی و فرسایش سرمایه اجتماعی تکیه دارد.

در شرایطی که گزارش‌هایی از خشونت محدود اما سازمان‌یافته منتشر می‌شود، انتظار افکار عمومی از وزارت علوم و رؤسای دانشگاه‌ها، تفکیک دقیق میان «دانشجوی معترض» و «عنصر خشونت‌طلب» است. مدارا با مطالبه‌گری مدنی یک ضرورت است، اما تساهل در برابر رفتارهای پرخطر می‌تواند پیام خطایی درباره هزینه قانون‌شکنی ارسال کند.

تفکیک صف دانشجوی منتقد از عناصر خشونت‌طلب، تقویت کرسی‌های آزاداندیشی و هوشیاری رسانه‌ای، مهم‌ترین ابزار خنثی‌سازی این پروژه است. دانشگاه اگر به میدان عقلانیت بازگردد، پروژه آشوب ناکام خواهد ماند؛ اما اگر در دام هیجان مهندسی‌شده بیفتد، خواسته یا ناخواسته در زمین طراحی‌شده واشنگتن و تل‌آویو بازی خواهد کرد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، صیانت از محیط علمی به معنای صیانت از امنیت ملی است؛ چراکه در جنگ ترکیبی، دانشگاه‌ها یکی از اصلی‌ترین سنگرها هستند.

انتهای خبر/