کدخبر: ۸۱۴۵۱
۰۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۰۷
چاپ

از کلاس‌های محروم تا افتخار شاگردان؛

تلخ و شیرین ۳۳ سال معلمی در کهگیلویه‌وبویراحمد

بیش از سه دهه معلمی؛ روایتی از تلخی محرومیت‌های آموزشی تا شیرینی موفقیت شاگردان؛ قصه «هوشنگ علیزاده» معلم باسابقه گچسارانی است از عشق به آموزش و خاطرات ماندگار کلاس درس.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، معلمی فقط ایستادن پشت یک‌تخته و انتقال چند صفحه کتاب درسی نیست؛ گاهی روایت ساختن آینده انسان‌هایی است که سال‌ها بعد، ردپای یک جمله، یک رفتار یا حتی یک نگاه معلم را با خود به زندگی‌شان می‌برند.

در روزگاری که آموزش و پرورش با مسائل و چالش‌های متعددی روبه‌روست، هنوز معلمانی هستند که پس از بیش از سه دهه حضور در کلاس درس، از معلمی با واژه‌هایی همچون عشق، علاقه، رفاقت، آینده‌نگری و انسان‌سازی سخن می‌گویند.

«هوشنگ علیزاده» از معلمان باسابقه و برجسته شهرستان گچساران است؛ آموزگاری که بیش از ۳۳ سال از عمر خود را در مسیر تعلیم و تربیت سپری کرده و بخشی از سال‌های خدمتش را در مدارس روستایی و مناطق محروم گذرانده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفتگویی صمیمی «صبح زاگرس» با او درباره انتخاب معلمی، خاطرات نخستین سال‌های خدمت، تغییر جایگاه اجتماعی معلم، ارتباط عاطفی با دانش‌آموزان، دشواری‌های این حرفه و راز ماندگاری یک معلم در ذهن و زندگی شاگردان است.

صبح زاگرس: آقای علیزاده، اجازه بدهید گفتگو را از نقطه آغاز شروع کنیم. چه شد که معلمی را انتخاب کردید؟

علیزاده: بیش از ۳۳ سال پیش و در شرایطی وارد حرفه معلمی شدم که معلم در جامعه جایگاه اجتماعی و فرهنگی ویژه‌ای داشت. البته در کنار این جایگاه، علاقه شخصی خودم هم بسیار مهم بود. از همان ابتدا به انتقال دانش و معلومات به دیگران علاقه داشتم و احساس می‌کردم می‌توانم آنچه را یاد گرفته‌ام به دیگران منتقل کنم. برای همین معلمی را انتخاب کردم.

برای من، معلم شدن صرفاً انتخاب یک شغل نبود؛ علاقه‌ای درونی به آموزش دادن و ارتباط با انسان‌ها وجود داشت که باعث شد این مسیر را انتخاب کنم و سال‌ها در آن بمانم.

صبح زاگرس: نخستین سال‌های خدمت شما در کجا گذشت و چه تصویری از آن دوران در ذهن‌تان مانده است؟

علیزاده: ابتدای دوران معلمی‌ام را در روستاهای محروم منطقه دشمن‌زیاری از توابع شهرستان کهگیلویه گذراندم. آن سال‌ها تجربه بسیار متفاوتی برای من بود و شاید بتوان گفت بخش مهمی از نگاه امروزم به معلمی در همان دوران شکل گرفت.

یکی از نخستین تصاویری که از آن سال‌ها در ذهنم مانده، شرایط دشوار اقتصادی و فرهنگی مردم منطقه است. امکانات آموزشی محدود بود و بسیاری از خانواده‌ها دسترسی مناسبی به اطلاعات و رویدادهای جامعه و کشور نداشتند.

از طرف دیگر، دانش‌آموزانی را می‌دیدم که استعدادهای فراوانی داشتند، اما به دلیل کمبود امکانات، شرایط مناسبی برای بروز و شکوفایی استعدادهایشان فراهم نبود. در بسیاری از موارد، دانش‌آموزان بیشتر از دوره ابتدایی ادامه تحصیل نمی‌دادند و همین مسئله نشان می‌داد که محرومیت آموزشی چگونه می‌تواند مسیر آینده یک کودک را تغییر دهد.

صبح زاگرس: با گذشت بیش از سه دهه، فکر می‌کنید جایگاه اجتماعی معلم نسبت به گذشته تغییر کرده است؟

علیزاده: بله به نظرم جایگاه اجتماعی معلم نسبت به گذشته تغییر کرده است. احترام به معلم هنوز وجود دارد، اما نمی‌توان انکار کرد که این احترام در بعضی موارد کم‌رنگ‌تر شده است. البته نمی‌توان این موضوع را درباره همه دانش‌آموزان و خانواده‌ها تعمیم داد. هنوز دانش‌آموزان و اولیایی هستند که جایگاه معلم را به خوبی می‌شناسند و برای آن احترام قائل‌اند.

این موضوع برای معلم بسیار ارزشمند است؛ چون احترام متقابل یکی از پایه‌های ارتباط درست میان معلم، دانش‌آموز و خانواده است.

صبح زاگرس: به نظر شما تفاوت اصلی معلمی با بسیاری از مشاغل دیگر چیست؟

علیزاده: در بسیاری از مشاغل، رقابت برای درآمد بیشتر یا پیشی گرفتن از رقیب معنا پیدا می‌کند؛ اما معلمی ماهیت متفاوتی دارد. معلمی بیشتر از آنکه بر رقابت استوار باشد، بر عشق و علاقه بنا شده است.

اینجا با ارتباط دو شخصیت و دو انسان روبه‌رو هستیم؛ یکی برای یاد دادن و دیگری برای یاد گرفتن. این رابطه را نمی‌توان صرفاً یک رابطه شغلی دانست. در معلمی، رفاقت وجود دارد، آینده‌نگری وجود دارد و مهم‌تر از همه، پرورش انسان‌هایی برای نسل‌های آینده مطرح است. شاید مهم‌ترین تفاوت همین باشد که محصول کار معلم فقط یک نتیجه کوتاه‌مدت نیست؛ ممکن است اثر آموزش و رفتار یک معلم سال‌ها و حتی نسل‌ها در جامعه باقی بماند.

صبح زاگرس: چه زمانی بیشترین احساس رضایت را از معلم بودن دارید؟

علیزاده: وقتی می‌بینم مسئله‌ای از مسائل مختلف دانش‌آموز حل شده است، احساس بسیار خوبی پیدا می‌کنم. یا زمانی که دانش‌آموز به معلم اعتماد می‌کند، او را باور می‌کند و حتی از رفتار و شخصیت معلم الگو می‌گیرد، این برای من بسیار ارزشمند است.

اگر جامعه بتواند از معلم الگو بگیرد، احساس سبکی، آرامش و رضایت دارم. گاهی یک اتفاق بسیار ساده در کلاس، برای معلم معنای بزرگی دارد؛ مثلاً وقتی متوجه می‌شوید دانش‌آموز موضوعی را که برایش توضیح داده‌اید، به خوبی فهمیده است. همین لحظه می‌تواند تمام خستگی یک روز کاری را از بین ببرد.

صبح زاگرس: یعنی موفقیت دانش‌آموز می‌تواند به معلم انرژی دوباره بدهد؟

علیزاده: قطعاً. وقتی دانش‌آموز از یادگیری لذت می‌برد، معلم هم انگیزه و انرژی بیشتری پیدا می‌کند؛ چون متوجه می‌شود فراگیران صحبت‌های او را به خوبی درک کرده‌اند و معلم توانسته مفهوم مورد نظر را منتقل کند.

این احساس که توانسته‌اید چیزی را به درستی به یک انسان دیگر منتقل کنید، بسیار ارزشمند است. در چنین لحظه‌ای احساس می‌کنید تمام خستگی از تن‌تان بیرون رفته است. واقعاً حسی بهتر از این شادی و آرامش وجود ندارد.

صبح زاگرس: به نظر شما یک معلم موفق باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

علیزاده: معلم باید قبل از هر چیز بتواند با رفتار و عمل خود دانش‌آموز را جذب کند. صرفاً انتقال مطالب درسی کافی نیست. معلم باید نیازهای عاطفی، روانی، جسمی و حتی اجتماعی دانش‌آموز را بشناسد و برای کمک به او تلاش کند.

به زبان ساده‌تر، معلم باید دانش‌آموز را درک کند و بفهمد. برای رسیدن به این شناخت هم باید اطلاعات مناسبی از وضعیت دانش‌آموز داشته باشیم؛ از رفتار و شرایط روحی گرفته تا وضعیت جسمی و حتی شرایط اقتصادی و خانوادگی. البته این شناخت باید با حفظ شأن و حریم شخصی دانش‌آموز همراه باشد.

صبح زاگرس: این شناخت چگونه در رفتار روزمره خودش را نشان می‌دهد؟

علیزاده: گاهی فقط نگاه کردن به رفتار دانش‌آموز می‌تواند اطلاعات زیادی به معلم بدهد. گاهی یک نگاه، یک رفتار عاطفی یا حتی یک پرسش ساده از طرف دانش‌آموز نشان می‌دهد که پشت آن رفتار، دنیایی از ناگفته‌ها و آرزوها وجود دارد.

مثلاً دانش‌آموز درباره قیمت لباس، خودرو، ساعت مچی یا حتی غذایی که معلم می‌خورد سؤال می‌کند. شاید در نگاه اول این پرسش‌ها ساده به نظر برسند، اما برای معلم می‌توانند یک دنیا تجربه و پیام داشته باشند.

معلم باید بتواند پشت این سؤال‌ها را ببیند و بفهمد که دانش‌آموز چه چیزی را جست‌وجو می‌کند؛ مقایسه، کنجکاوی، آرزو، نیاز یا حتی دغدغه‌ای که شاید نتواند مستقیم بیان کند.

صبح زاگرس: نقش گوش دادن به دانش‌آموز را در تربیت او چگونه ارزیابی می‌کنید؟

علیزاده: به نظر من یکی از بهترین کارهایی که معلم می‌تواند برای تقویت استقلال و خودباوری دانش‌آموز انجام دهد، این است که شخصیت او را به رسمیت بشناسد و به حرف‌هایش گوش بدهد. دانش‌آموز باید احساس کند که حرفش شنیده می‌شود و شخصیتش برای معلم اهمیت دارد.

گاهی ما تصور می‌کنیم فقط باید صحبت کنیم و دانش‌آموز گوش بدهد، در حالی که ارتباط واقعی زمانی شکل می‌گیرد که معلم هم شنونده خوبی باشد. وقتی به دانش‌آموز فرصت صحبت کردن می‌دهیم، در واقع به او یاد می‌دهیم که خودش را باور کند، فکر کند و برای بیان دیدگاهش ارزش قائل باشد.

 صبح زاگرس: بعد از ۳۳ سال، چه چیزی هنوز شما را برای ادامه این مسیر باانگیزه نگه داشته است؟

علیزاده: آموزش به کسانی که نتیجه آن سال‌ها در جامعه باقی می‌ماند، یکی از بزرگ‌ترین انگیزه‌های یک معلم است. وقتی می‌بینید دانش‌آموزی که سال‌ها قبل در کلاس شما نشسته، بعدها به جایگاه علمی، اجتماعی یا شغلی مناسبی رسیده و در جامعه فردی مؤثر و مفید شده است، احساس بسیار خوبی پیدا می‌کنید. این همان نقطه‌ای است که معلم احساس می‌کند تلاشش بی‌نتیجه نبوده است.

صبح زاگرس: دیدن شاگردان قدیمی پس از سال‌ها چه حسی برای شما دارد؟

علیزاده: احساس خوشحالی، غرور و آرامش. شاید یکی از زیباترین اتفاقات برای یک معلم این باشد که بعد از گذشت سال‌ها، دانش‌آموز سابق خود را ببیند و همان روحیه احترام میان استاد و شاگرد همچنان وجود داشته باشد.

اینکه شاگرد بعد از سال‌ها هنوز حرمت معلم و رابطه استاد و شاگردی را حفظ می‌کند، برای من بسیار لذت‌بخش و غرورانگیز است. در آن لحظه احساس می‌کنید بخشی از وجود و تلاش شما در زندگی یک انسان باقی مانده است.

صبح زاگرس: در طول این سال‌ها حتماً خاطرات زیادی داشته‌اید. اگر بخواهید از آن دوران بگویید، از کجا شروع می‌کنید؟

علیزاده: تمام سال‌های خدمت پر از هیجان، تجربه و خاطره بوده است. از دوران حضور در مدارس عشایری گرفته تا کار در هنرستان و همچنین تجربه فعالیت در اداره، هرکدام برای من دنیایی از تجربه و خاطره است. واقعاً اگر بخواهم تمام این تجربیات را روایت کنم، شاید برای هر بخش از آن بتوان یک کتاب جداگانه نوشت.

تجربه مدارس عشایری با تجربه هنرستان یا فعالیت اداری کاملاً متفاوت بود و هر کدام چیزهای زیادی به من آموخت.

 صبح زاگرس: با توجه به مشکلات معیشتی و شرایط امروز، اگر جوانی از شما بپرسد «آیا هنوز معلمی را انتخاب کنم؟» چه پاسخی می‌دهید؟

علیزاده: جواب دادن به این سؤال واقعاً سخت است. از یک طرف عشق به معلمی اهمیت بسیار زیادی دارد و از طرف دیگر نمی‌توان مشکلات معیشتی سال‌های اخیر را نادیده گرفت. این مسائل کار را برای معلمان سخت‌تر کرده است؛ اما اگر کسی معلمی را فقط به عنوان یک شغل و با نگاه به درآمد مالی انتخاب کند، به نظرم باید در انتخاب خود بیشتر فکر کند. برای معلم شدن، عشق و علاقه به آموزش باید وجود داشته باشد.

 صبح زاگرس: پس از نگاه شما، شرط اول ورود به حرفه معلمی چیست؟

علیزاده: انگیزه و عشق به معلمی. معلم باید بداند که قرار است با انسان‌ها و آینده آنها سروکار داشته باشد. کسی که وارد این حرفه می‌شود باید بتواند الگوی مثبتی برای جامعه و دانش‌آموزان باشد.

البته این به معنای نادیده گرفتن مشکلات معلمان نیست. معلم هم مانند هر قشر دیگری مسائل و مطالبات معیشتی و شغلی دارد و باید برای حل مشکلات، راهکارهای منطقی و قانونی را دنبال کرد و مطالبه‌گری منطقی داشت؛ اما در کنار همه این مسائل، نباید اصل و هویت معلمی فراموش شود.

صبح زاگرس: و در پایان؛ اگر بخواهید بعد از بیش از سه دهه یک جمله درباره «معلمی» بگویید، چه می‌گویید؟

علیزاده: معلمی فقط شغل نیست؛ یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است. معلم باید بداند که هر کلمه، هر رفتار و هر برخورد او می‌تواند در ذهن و شخصیت دانش‌آموز اثر بگذارد.

اگر دانش‌آموز از کلاس معلم فقط چند مطلب درسی یاد بگیرد، بخشی از کار انجام شده است؛ اما اگر یاد بگیرد انسان بهتری باشد، خودش را باور کند، دیگران را درک کند و برای آینده‌اش تلاش کند، آنجاست که می‌توان گفت معلم به معنای واقعی کلمه کار خودش را انجام داده است.

برای من، شیرین‌ترین بخش این مسیر همین است؛ اینکه بعد از سال‌ها، دانش‌آموزانی را ببینم که رشد کرده‌اند، موفق شده‌اند و هنوز با احترام و محبت از روزهای مدرسه یاد می‌کنند. این برای یک معلم، پاداش کوچکی نیست.

انتهای خبر/

آخرین اخبار