کدخبر: ۸۱۴۵۲
۰۸ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۳۰
چاپ

از شهادت سه آرپی‌جی‌زن تا امدادهای غیبی؛

خاطرات ناب رزمنده گچسارانی از دوران دفاع مقدس

ملک‌حسین شیخ‌ممو، رزمنده گچسارانی، از نوجوانی راهی جبهه شد؛ او از حال‌وهوای جبهه، دوستان شهید، تلخ‌ترین خاطرات کربلای ۵ و تفاوت‌های جنگ سخت دیروز با جنگ نرم امروز می‌گوید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، هفته دفاع مقدس تنها یادآور یک مقطع تاریخی نیست؛ فرصتی است برای شنیدن روایت کسانی که بخشی از جوانی خود را در سنگرها گذراندند و با چشم خود شاهد روزهایی بودند که ایثار، رفاقت، فداکاری و ازخودگذشتگی در میدان عمل معنا پیدا می‌کرد.

در سال‌های دفاع مقدس، نوجوانان و جوانان بسیاری از شهرها و روستاهای کهگیلویه و بویراحمد راهی جبهه شدند. برخی در عملیات‌ها حضور یافتند، برخی ماه‌ها در خطوط پدافندی ماندند و شماری نیز به شهادت رسیدند یا با آثار جراحت به خانه بازگشتند.

«ملک‌حسین شیخ‌ممو» متولد سال ۱۳۴۷ در روستای خان‌احمد «ده شیخ» گچساران، یکی از همان رزمندگانی است که خاطراتش بخشی از تاریخ شفاهی دفاع مقدس منطقه را شکل می‌دهد. او نخستین بار در سال ۱۳۶۲ برای اعزام به جبهه اقدام کرد، اما به دلیل پایین بودن سن، از پادگان شهید دستغیب شیراز به خانه بازگردانده شد. یک سال بعد، پس از پایان امتحانات پایه سوم راهنمایی، دوباره راهی جبهه شد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفتگوی تفصیلی «صبح زاگرس» با این رزمنده گچسارانی است.

صبح زاگرس: نخستین بار چه زمانی تصمیم گرفتید به جبهه بروید؟

ملک‌حسین شیخ‌ممو: متولد سال ۱۳۴۷ در روستای خان‌احمد، ده شیخ، هستم. نخستین بار در سال ۱۳۶۲ برای اعزام به جبهه اقدام کردم، اما در پادگان شهید دستغیب شیراز به دلیل پایین بودن سن، ما را برگرداندند.

این موضوع باعث نشد از تصمیمم منصرف شوم. مجدداً در خردادماه سال ۱۳۶۳، بعد از اینکه امتحانات پایه سوم راهنمایی را پشت سر گذاشتیم، به همراه تعدادی از دوستان به بسیج گچساران مراجعه کردیم و برای اعزام آماده شدیم. ابتدا به پادگان آموزشی کازرون اعزام شدیم و پس از گذراندن حدود یک ماه آموزش، به تیپ المهدی در منطقه جفیر رفتیم.

صبح زاگرس: حال‌وهوای جبهه برای نوجوانی که از محیط مدرسه وارد فضای جنگ شده بود، چگونه بود؟

شیخ ممو: جبهه واقعاً همان‌طور که رهبر کبیر انقلاب فرمودند، یک دانشگاه بود؛ البته دانشگاهی که در آن معنویت و انسانیت، همراه با ایثار و ازخودگذشتگی تدریس می‌شد.

در آن دانشگاه کسی به دنبال فریب دادن دیگران برای رسیدن به مطامع دنیوی نبود. هرکس خوبی را برای دیگری می‌خواست و همه در هر لحظه آماده بودند که جان خود را برای دفاع از کشور و اسلام فدا کنند.

حال‌وهوای جبهه واقعاً قابل توصیف نیست. اگر بخواهم در یک جمله بگویم، باید بگویم: جبهه بهترین مکان در کنار بهترین بندگان خدا بود.

صبح زاگرس: خانواده با حضور شما در جنگ چگونه کنار آمدند؟

شیخ ممو: خانواده ما با حضورمان در جنگ کنار آمده بودند. دو نفر از برادران بزرگ‌ترم به همراه من مرتب در جبهه حضور داشتند. مادرم در این شرایط هم نقش پدر را داشت و هم نقش مادر. با وجود نگرانی‌های طبیعی، شرایط جنگ را پذیرفته بود و خودش نیز در پشتیبانی از جبهه و جنگ نقش مؤثری داشت.

این حمایت خانواده برای ما بسیار ارزشمند بود. وقتی می‌دانستیم پشت سرمان خانواده‌ای ایستاده که با وجود نگرانی، راهی را که انتخاب کرده‌ایم پذیرفته است، با آرامش بیشتری وظیفه‌مان را انجام می‌دادیم.

صبح زاگرس: رزمندگان کهگیلویه و بویراحمد را در دوران دفاع مقدس چگونه به یاد می‌آورید؟

شیخ ممو: بدون شک بچه‌های استان کهگیلویه و بویراحمد را می‌توان از شجاع‌ترین و جنگ‌آورترین رزمندگان اسلام دانست.

هر محوری که سخت، صعب‌العبور و از نظر نظامی دشوار بود، محل مأموریت بسیاری از رزمندگان استان قرار می‌گرفت. تاریخ باید گواهی دهد که بچه‌های ما هیچ‌گاه از دشمن نترسیدند و همواره شجاعانه جنگیدند.

گواه این ادعا، شهدا، جانبازان و رزمندگان استان هستند؛ کسانی که محل شهادت و مجروحیتشان در مناطق مختلف عملیاتی، بخشی از تاریخ دفاع مقدس را رقم زده است.

صبح زاگرس: در چه عملیات‌هایی حضور داشتید؟

شیخ ممو: افتخار حضور در عملیات‌های والفجر ۸، کربلای ۴ و کربلای ۵ را داشتم. مدتی نیز در خطوط پدافندی حضور داشتم. هر کدام از این عملیات‌ها شرایط خاص خودشان را داشتند و خاطرات زیادی از آن دوران در ذهنم باقی مانده است؛ خاطراتی که برخی شیرین و برخی بسیار تلخ هستند.

صبح زاگرس: در روایت‌های رزمندگان، همیشه از امدادهای الهی سخن گفته می‌شود. شما این موضوع را چگونه تجربه کردید؟

شیخ ممو: دست خدا و ائمه معصومین(ع) همواره برای ما قابل لمس بود. در جنگی که یک طرف آن تمام دنیا با تجهیزات روز قرار داشت و در طرف دیگر، ایران اسلامی با امکانات محدود اما با اتکا به ایمان و اراده مردم ایستاده بود، اتفاقات زیادی رخ داد که برای ما معنای دیگری داشت.

اینکه دشمن با آن همه پشتیبانی و تجهیزات نتوانست به اهداف خود برسد و در نهایت مجبور به عقب‌نشینی شد، از نگاه ما چیزی جز امداد خداوند متعال، توجه ائمه معصومین(ع) و نفس قدسی امام خمینی(ره) نبود.

صبح زاگرس: بعد از گذشت سال‌ها، هنوز با همرزمانتان ارتباط دارید؟

شیخ ممو: بله، با بعضی از دوستان در ارتباط هستیم. خداوند توفیق داد که یک‌بار نیز با همکاری دوستان، مراسمی برای یادآوری شهدای گردان مالک اشتر برگزار کنیم.

این دیدارها و برنامه‌ها باعث می‌شود خاطرات آن دوران زنده بماند و نسل امروز نیز بداند چه کسانی برای دفاع از این سرزمین و ارزش‌ها ایستادند.

صبح زاگرس: در میان همرزمانتان، کدام شهید جایگاه ویژه‌ای برای شما داشت؟

شیخ ممو: در جبهه همه با هم برادر بودند، اما شهید «بهادر افراز» برای من جایگاه ویژه‌ای داشت و همچنان عزیز و دوست‌داشتنی است. ایشان هم فرمانده پایگاه مقاومت ما در گچساران بود و هم در جبهه به عنوان جانشین گردان فعالیت می‌کرد. ارتباط و رفاقت ما با ایشان باعث شده بود جایگاه خاصی در ذهن و قلب من داشته باشد.

البته دوستان زیادی از ما شهید شدند؛ شهید کریم محمدپور، غلامعباس شاکری، کیامرث سالخورده، جمشید خرم‌زاده، سید شجاع منصوری، هیبت‌الله ویسی، نظر جمشیدی و ده‌ها عزیز سعادتمند دیگر. به روح همه این شهیدان سلام و صلوات می‌فرستم.

صبح زاگرس: تلخ‌ترین خاطره‌ای که از دوران جنگ در ذهن شما باقی مانده، مربوط به کدام مقطع است؟

شیخ ممو: رزمندگانی که در عملیات کربلای ۵ حضور داشتند، می‌دانند که این عملیات یکی از سنگین‌ترین عملیات‌های نظامی بود.

تلخ‌ترین خاطره من به پاتک سنگین دشمن در این عملیات برمی‌گردد. این پاتک از حدود ساعت پنج صبح تا دوازده ظهر ادامه داشت. در جریان آن، من در دو مرحله مجروح شدم. شدت درگیری به حدی بود که بسیاری از اوقات با نارنجک با یکدیگر درگیر می‌شدیم.

یکی از تلخ‌ترین صحنه‌ها برای ما، شهادت سه نفر از شجاع‌ترین نیروهای آرپی‌جی‌زن گردان بود. آنها بر اثر شلیک تک‌تیرانداز دشمن و اصابت گلوله به زیر گلو به شهادت رسیدند. دیدن این صحنه برای ما بسیار سخت بود. البته در ادامه، همان تک‌تیرانداز دشمن نیز توسط نیروهای ما هدف قرار گرفت.

صبح زاگرس: بعد از چهار دهه، وقتی به آن روزها نگاه می‌کنید، تفاوت آن دوران با شرایط امروز را چگونه می‌بینید؟

شیخ ممو: شرایط امروز و جنگ نرم دشمن با دوران دفاع مقدس کاملاً متفاوت است. امروز اهل قلم و رسانه وظیفه سنگینی بر عهده دارند. اگر رسانه‌ها و فعالان فرهنگی و فکری برای مقابله با جنگ نرم دشمن تلاش جدی نکنند، شرایط می‌تواند نگران‌کننده شود.

به اعتقاد من، باید در این عرصه هوشیار بود. متأسفانه گاهی برخی افراد از داخل، ناخواسته یا آگاهانه خوراک رسانه‌های بیگانه را فراهم می‌کنند و این موضوع اهمیت کار فرهنگی و رسانه‌ای را بیشتر می‌کند. امروز بچه‌های بسیجی، دلسوزان جامعه و به‌ویژه اهالی رسانه باید با شناخت درست از شرایط، در میدان جنگ نرم فعال‌تر باشند.

صبح زاگرس: هفته دفاع مقدس برای شما چه معنایی دارد؟

شیخ ممو: هفته دفاع مقدس برای ما یادآور روزهای زیبای همدلی است؛ روزهایی که شاید دیگر هیچ‌گاه به همان شکل تکرار نشوند. وقتی آن روزها را با شرایط امروز مقایسه می‌کنم، دلم می‌سوزد که چرا جامعه تا این اندازه از فضای آن دوران فاصله گرفته است. همه ما مدیون شهدا هستیم. به باور من، شهدا یک پیام مشترک دارند و گواه این ادعا، وصیت‌نامه‌های آنهاست.

صبح زاگرس: اگر بخواهید یک پیام از شهدا برای نسل امروز بیان کنید، چه می‌گویید؟

شیخ ممو: در وصیت‌نامه‌های شهدا، بر موضوعاتی مانند پیروی از ولایت، حفظ ارزش‌های دینی و توجه به حجاب تأکید شده است. مردم باید بدانند که شهدا برای این سرزمین و ارزش‌ها جان خود را فدا کردند و ما در برابر این فداکاری مسئولیت داریم.

در موضوع حجاب نیز معتقدم دولت و ملت باید در کنار یکدیگر برای اصلاح وضعیت موجود تلاش کنند و با کار فرهنگی و روش‌های مناسب، زمینه تقویت ارزش‌های دینی را فراهم کنند.

صبح زاگرس؛ اگر بخواهید سخن خود را با یک جمله به پایان برسانید، چه می‌گویید؟

شیخ ممو: امیدوارم خداوند به همه ما توفیق دهد که راه شهدا را ادامه دهیم و عاقبت‌به‌خیر شویم. یاد و نام شهدا نباید فقط در هفته دفاع مقدس مطرح شود؛ آنها بخشی از تاریخ این کشور هستند و باید روایت زندگی و فداکاری‌شان به نسل‌های آینده منتقل شود.

روح همه شهدای دفاع مقدس و شهدای گچساران و کهگیلویه و بویراحمد شاد و یادشان گرامی.

انتهای خبر/

آخرین اخبار