کدخبر: ۸۱۴۱۳
۲۸ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۶
چاپ

یادداشت؛

جنگ روایت‌ها؛ مسئله امروز رسانه‌ها

فعال رسانه‌ای در یادداشتی با تأکید بر ضرورت تقویت سواد رسانه‌ای، «گول نخوردن» از روایت‌های رسانه‌ای را یکی از مهم‌ترین کارکردهای سواد رسانه‌ای دانست و بر ضرورت دقت، احتیاط و پرهیز از واکنش‌های شتاب‌زده در مواجهه با اخبار تأکید کرد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، سید بهروز محمدی، فعال رسانه‌ای در یادداشتی درباره اهمیت سواد رسانه‌ای در دنیای امروز نوشت: اینکه «سواد رسانه‌ای» یعنی چه، دیگر برای بخش قابل‌توجهی از جامعه ما مفهومی ناآشنا نیست و بسیاری از مردم با این موضوع درگیر و در جریان آن هستند. در تعاریف مختلف، سواد رسانه‌ای به توانایی شناخت، تحلیل، ارزیابی و مدیریت مواجهه با رسانه و فضای مجازی تعبیر شده است؛ اما یکی از تعاریف خودمانی، کاربردی و درعین‌حال مهم برای سواد رسانه‌ای این است: «گول نخوریم.»

شاید این تعبیر در نگاه نخست، بار منفی داشته باشد. ممکن است کسی بگوید رسانه یکی از جدیدترین و مهم‌ترین ابزارهای روز دنیاست؛ پس چرا باید نگاه منفی به رسانه داشته باشیم؟

پاسخ روشن است؛ مسئله، ذات رسانه نیست، بلکه روایت و جهتی است که از طریق رسانه به مخاطب منتقل می‌شود. ازآنجاکه بخش قابل‌توجهی از رسانه‌های بزرگ امروز در اختیار قدرت‌های جهانی قرار دارد، لازم است مخاطب نسبت به روایت‌های ارائه‌شده از سوی این رسانه‌ها با دقت و حساسیت بیشتری برخورد کند و هر ادعایی را بدون بررسی نپذیرد.

رسانه چقدر بر ما اثر گذاشته است؟

گاهی لازم است پیش از آنکه درباره دیگران قضاوت کنیم، به درون خودمان مراجعه کنیم و ببینیم رسانه تا چه اندازه بر افکار، تحلیل‌ها و حتی قضاوت‌های ما اثر گذاشته است؛ حتی اگر خودمان را فردی باسواد و آگاه بدانیم.

برای نمونه، در جنگ رمضان که بر ملت ایران تحمیل شد، یک پرسش مهم همچنان مطرح است: بالاخره ما پیروز شدیم یا شکست خوردیم؟ برخی هنوز باور نکرده‌اند که ما پیروز شده‌ایم. برخی دیگر قبول دارند که پیروز شده‌ایم، اما معتقدند آسیب‌های جدی نیز دیده‌ایم. حتی ممکن است فردی پیدا شود که بگوید ما پیروز مطلق بوده‌ایم.

اما واقعیت قضیه چه بوده است؟ اگر از منابع داخلی روایت کنیم، ممکن است عده‌ای بگویند این‌ها «دستاوردسازی» برای خودمان است؛ بنابراین باید دید آیا در منابع و رسانه‌های خارجی نیز تحلیل‌هایی وجود دارد که بتواند تصویری متفاوت از این موضوع ارائه کند یا خیر.

روایت رسانه‌های خارجی از قدرت ایران

مدتی قبل، روزنامه «نیویورک تایمز» گزارشی را با عنوان «مثلث ابرقدرت‌ها» منتشر کرد. این رسانه مشهور آمریکایی در این روایت می‌گوید تاکنون سه قدرت یا ابرقدرت در دنیا وجود داشته‌اند؛ اول آمریکا، دوم چین و سوم روسیه؛ اما در ادامه این روایت مطرح می‌شود که این جنگ، ابرقدرت دیگری را نیز در جهان معرفی کرده و آن، جمهوری اسلامی ایران است.

از سوی دیگر، «جان مرشایمر» که از او به‌عنوان یکی از ۱۰ تأثیرگذارترین اندیشمندان قرن یادشده است، درباره اهداف آمریکا از حمله به ایران، چهار مورد را مطرح می‌کند: یک؛ سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی. دو؛ نابودی مقاومت. سه؛ موضوع هسته‌ای ایران. چهار؛ موضوع موشکی ایران.

در ادامه، «جان مرشایمر» می‌گوید که آمریکایی‌ها نه‌تنها ایران را شکست نداده‌اند، بلکه از ایران شکست خورده‌اند و اکنون مجبورند ایران را به‌عنوان یکی از ابرقدرت‌های دنیا بپذیرند.

روایت «رژیم چنج» از یک طرح آمریکایی

حدود یک ماه پیش نیز کتابی در آمریکا با عنوان «رژیم چنج» منتشرشده که ظاهراً هنوز ترجمه آن در داخل ایران منتشرنشده است. این کتاب روایتی دارد که بر اساس آن، در سال ۱۴۰۴، روز ۲۲ بهمن، صبح همان روز در کاخ سفید جلسه‌ای برگزار می‌شود و موضوع جلسه نیز ارائه «طرح نتانیاهو» برای حمله به ایران بوده است.

طرح چه بوده است؟

بر اساس این روایت، قرار بوده صبح رهبری نظام ایران هدف قرار گیرد، ظهر تأسیسات موشکی موردحمله قرار بگیرد، در ادامه مردم شورش کنند و شب نیز کودتا و سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام شود.

در همان جلسه، رئیس سازمان «سیا» دو ابهام را درباره این طرح مطرح می‌کند. نخست می‌پرسد: اگر ایران «تنگه هرمز» را ببندد، چه خواهید کرد؟ در پاسخ، «نتانیاهو» می‌گوید: من تضمین می‌دهم که ایران قدرت بستن «تنگه هرمز» را ندارد. رئیس سازمان سیا سؤال دوم خود را مطرح می‌کند: اگر ایران به پایگاه‌های ما در منطقه حمله کند، تکلیف چیست؟

«نتانیاهو» در پاسخ می‌گوید: ایران قدرت پرتاب حتی یک موشک علیه پایگاه‌های ما در منطقه را نخواهد داشت.

شش ماه مقاومت و مسئله تنگه هرمز

با این تفاسیر، امروز چه اتفاقی افتاده است؟ شش ماه است که ایران اسلامی بر «تنگه هرمز» سیطره کامل دارد. دشمن و عوامل داخلی آن با انواع شگردهای سیاسی، امنیتی، نظامی، اجتماعی و اقتصادی تلاش کردند این فضا را بشکنند و تغییر دهند، اما نتوانستند.

سؤال بعدی این است که ایران با پایگاه‌های آمریکایی و غربی چه کرد؟ بر اساس این روایت، ۱۵۷ نقطه حساس در پایگاه‌های آمریکا در منطقه هدف قرار گرفت و به گفته کارشناسان غربی، امکان بازسازی و حضور مجدد آن‌ها در این مناطق در غرب خاورمیانه تا چندین سال دیگر مقدور نخواهد بود.

افزون بر این، گفته شد ایران در این جنگ اخیر تنها با تسلیحات نظامی وارد میدان نشد، بلکه از «تنگه هرمز دوم» نیز رونمایی کرد؛ عرصه‌ای که از آن با عنوان جنگ سایبری یاد می‌شود و در این روایت، قدرت سایبری ایران نیز آسیب‌های جدی به‌طرف مقابل وارد کرده است.

مسئله فقط میدان نظامی نیست؛ میدان روایت‌هاست

تمام این موارد و ده‌ها مورد مشابه را چند بار از رسانه‌ها شنیده‌ایم؟ قطعاً بسیاری از ما اصلاً این مطالب را نشنیده‌ایم. علت چیست؟ تسلط رسانه‌ای.

رسانه می‌تواند پیروزی ما را در ظاهر و در ذهن مخاطب به شکست تبدیل کند یا دست‌کم از میزان و ابعاد آن بکاهد؛ به تعبیر دیگر، می‌تواند «دوز» یک واقعیت را در ذهن مخاطب پایین بیاورد. اینجاست که اهمیت جنگ روایت‌ها روشن می‌شود.

در جنگ روایت‌ها، لزوماً کسی که واقعیت را تغییر می‌دهد، پیروز نیست؛ بلکه ممکن است کسی که روایت مسلط را در ذهن مخاطب شکل می‌دهد، بتواند برداشت عمومی از یک واقعیت را تغییر دهد.

چگونه با اخبار مواجه شویم؟

به همین دلیل است که پیش‌تر نیز رهبر انقلاب درباره نحوه مواجهه با رسانه‌ها تأکید کرده‌اند که در برخورد با رسانه‌های خارج از کشور، یا آن‌ها را دنبال نکنیم یا اگر دنبال می‌کنیم، بااحتیاط بسیار بالا به اخبار آن‌ها نگاه کنیم.

در مواجهه با اخبار، سه نکته مهم وجود دارد: نخست؛ به خبر رسانه‌های داخلی اعتماد کنیم، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. دوم؛ به خبر رسانه‌های خارج از ایران اعتماد نکنیم، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود و صحت آن برای ما روشن شود. سوم؛ پس از شنیدن هر خبر، سریع واکنش نشان ندهیم؛ چه آن خبر موافق نظر ما باشد و چه مخالف نظر ما.

باید زمانی را برای احتیاط، بررسی، صبر و تحمل در نظر بگیریم. این همان نقطه‌ای است که سواد رسانه‌ای با رفتار اجتماعی و اخلاقی پیوند می‌خورد؛ یعنی انسان در برابر هر خبری، پیش از واکنش، مکث کند، آن را بررسی کند و اجازه ندهد رسانه به‌جای او فکر و تصمیم‌گیری کند.

درنهایت، سواد رسانه‌ای فقط دانستن شیوه استفاده از فضای مجازی یا شناخت رسانه‌ها نیست؛ بلکه توانایی تشخیص روایت، بررسی ادعا، شناخت منبع و پرهیز از واکنش شتاب‌زده است. امروز در کنار جنگ نظامی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی، جنگ دیگری نیز جریان دارد؛ جنگ روایت‌ها.

در این میدان، مخاطبی که قدرت تحلیل، صبر و تشخیص دارد، صرفاً شنونده روایت‌ها نیست؛ بلکه می‌تواند روایت‌ها را ارزیابی کند و واقعیت را ازآنچه صرفاً برای اثرگذاری بر ذهن او ساخته‌شده است، تفکیک کند.

انتهای خبر/

آخرین اخبار