کدخبر: ۸۱۴۹۳
۳۰ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۰۸:۳۷
چاپ

هشدار جدی درباره آینده جنگل‌های کهگیلویه‌وبویراحمد؛

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

آتش‌سوزی جنگل‌ها تنها به سوختن چند هکتار پوشش گیاهی و سیاه‌شدن تنه درختان بلوط ختم نمی‌شود؛ این حادثه زنجیره‌ای از خسارت‌های زیست‌محیطی را به دنبال دارد که آثارش می‌تواند در تهدید کشاورزی و کوچک‌ترشدن سفره خانوارها آشکار شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «آفتاب گچساران» ، جنگل‌های زاگرس تنها مجموعه‌ای از درختان بلوط، بنه، بادام کوهی و دیگر گونه‌های بومی نیستند؛ این گستره طبیعی، بخشی از هویت تاریخی و زیستی ایران و پشتوانه‌ای مهم برای پایداری منابع آب، حفاظت از خاک، حفظ تنوع زیستی و استمرار زندگی در بسیاری از مناطق غرب و جنوب غرب کشور به شمار می‌رود.

زاگرس؛ سرمایه‌ای فراتر از درخت و مرتع

در کهگیلویه و بویراحمد نیز جنگل‌ها و مراتع نقشی تعیین‌کننده در سیمای طبیعی استان، زندگی روستاییان و عشایر، فعالیت‌های کشاورزی و دامداری و تعادل اکولوژیک مناطق مختلف دارند. بااین‌حال، هر بار که شعله‌های آتش‌به‌جان این عرصه‌ها می‌افتد، بخشی از سرمایه‌ای آسیب می‌بیند که جایگزینی آن نه با اعتبارات کوتاه‌مدت امکان‌پذیر است و نه با کاشت چند نهال می‌توان همه کارکردهای ازدست‌رفته‌اش را به‌سرعت بازگرداند.

وقوع آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع از مخرب‌ترین حوادث طبیعی و انسانی است که می‌تواند خسارت‌هایی گسترده و گاه جبران‌ناپذیر ایجاد کند. نابودی پوشش گیاهی، مرگ جانوران، تخریب زیستگاه‌ها، کاهش کیفیت خاک، تشدید رواناب و فرسایش و افزایش آسیب‌پذیری عرصه‌ها در برابر خشک‌سالی، ازجمله پیامدهای این حوادث است.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

در چنین شرایطی، مسئله آتش‌سوزی جنگل‌های زاگرس را نباید صرفاً به یک حادثه فصلی محدود کرد؛ این پدیده مسئله‌ای چندبعدی است که با مدیریت منابع طبیعی، شرایط اقلیمی، فرهنگ عمومی، وضعیت معیشت جوامع محلی، امکانات امدادی و میزان بازدارندگی قوانین ارتباط مستقیم دارد.

از سوختن بلوط‌ها تا کوچک‌شدن سفره مردم

شاید در نگاه نخست، آتش‌سوزی جنگل‌ها مسئله‌ای صرفاً زیست‌محیطی به نظر برسد، اما پیامدهای آن بسیار فراتر از محدوده‌ای است که شعله‌ها در آن پیشروی می‌کنند. جنگل سالم در نگهداری خاک، تنظیم چرخه آب، تعدیل شرایط اقلیمی و حفظ زیستگاه گونه‌های جانوری نقش دارد. هنگامی‌که پوشش گیاهی از بین می‌رود، زمین در برابر بارندگی‌های شدید آسیب‌پذیرتر می‌شود و احتمال افزایش فرسایش خاک، رواناب و در برخی مناطق خطر زمین‌لغزش نیز بالا می‌رود.

این آسیب‌ها می‌توانند به زمین‌های کشاورزی، منابع آب و فعالیت‌های اقتصادی جوامع پیرامونی منتقل شوند. از سوی دیگر، تخریب زیستگاه‌ها، کاهش دسترسی به محصولات فرعی جنگل و مرتع و آسیب‌دیدن گیاهان دارویی و خوراکی، منابع درآمدی بخشی از خانوارهای محلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

به همین دلیل، سوختن یک درخت بلوط را نمی‌توان تنها با ارزش چوب یا هزینه کاشت یک نهال سنجید. درختی که طی دهه‌ها رشد کرده، بخشی از یک شبکه زنده است؛ شبکه‌ای که بقای آن به خاک، آب، جانوران، پوشش گیاهی و فعالیت‌های انسانی وابسته است.

هر هکتار جنگل سوخته، می‌تواند به معنای افزایش هزینه‌های عمومی، کاهش ظرفیت اکولوژیک منطقه و تهدید بخشی از معیشت مردم باشد. بااین‌حال، باید میان پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آتش‌سوزی و میزان اثرگذاری هرکدام تفاوت قائل شد؛ شدت خسارت به وسعت و شدت حریق، نوع پوشش گیاهی، وضعیت خاک، شرایط بارندگی و نحوه احیای عرصه آسیب‌دیده بستگی دارد.

بیش از ۹۰ درصد آتش‌سوزی‌ها؛ ردپای انسان در آتش جنگل‌ها

در تحلیل عوامل وقوع آتش‌سوزی جنگل‌ها و مراتع، نقش انسان اهمیت ویژه‌ای دارد. در برآوردهای کلی مطرح‌شده در حوزه منابع طبیعی، سهم عوامل انسانی بسیار بیشتر از عوامل طبیعی عنوان‌شده است؛ هرچند نسبت دقیق این عوامل در هر منطقه باید بر اساس بررسی کارشناسی و پرونده‌های ثبت‌شده تعیین شود.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

آتش‌زدن بقایای محصولات کشاورزی، روشن‌کردن آتش در طبیعت و رهاکردن آن، انداختن ته‌سیگار روشن، بی‌احتیاطی در فعالیت‌های دامداری و کشاورزی و سهل‌انگاری گردشگران ازجمله رفتارهایی هستند که می‌توانند زمینه‌ساز وقوع حریق شوند.

در کنار این موارد، آتش‌سوزی‌های عمدی با انگیزه‌هایی مانند اختلافات محلی، تغییر کاربری غیرقانونی، تصرف اراضی ملی یا گسترش سطح چرای دام نیز ازجمله سناریوهایی هستند که در بررسی برخی حوادث جنگلی باید مورد توجه قرار گیرند؛ البته انتساب هر حادثه به چنین انگیزه‌هایی نیازمند مستندات و رسیدگی قانونی است.

اما مسئله مهم‌تر، چرایی تکرار این حوادث است.

اگر آتش‌سوزی عمدی رخ می‌دهد، باید سازوکار شناسایی عاملان، جمع‌آوری ادله، رسیدگی قضایی و بازدارندگی مجازات‌ها تقویت شود. اگر حریق ناشی از بی‌احتیاطی است، آموزش هدفمند، اطلاع‌رسانی مؤثر، نظارت و اجرای مقررات ضرورت دارد. در عین حال، نمی‌توان همه مسئولیت حفاظت از جنگل‌ها را به گردن مردم انداخت و نقش سیاست‌های مدیریتی، کمبود تجهیزات، ضعف زیرساخت‌ها و تعارض‌های احتمالی در بهره‌برداری از منابع طبیعی را نادیده گرفت. حفاظت پایدار زمانی محقق می‌شود که مردم، جنگل را نه مانعی برای زندگی خود، بلکه سرمایه‌ای برای استمرار زندگی و منبعی برای بهره‌برداری مسئولانه بدانند.

حفاظت از جنگل با مردم یا بدون مردم؟

یکی از محورهای مهم در سیاست‌های نوین مدیریت منابع طبیعی، عبور از حفاظت صرفاً اداری و فیزیکی و حرکت به سمت مدیریت مشارکتی است. در بسیاری از مناطق جنگلی، روستاییان و عشایر بیش از هر گروه دیگری با عرصه‌های طبیعی ارتباط روزمره دارند. آنان مسیرهای دسترسی، نقاط حادثه‌خیز، منابع آب، تغییرات پوشش گیاهی و شرایط محلی را می‌شناسند و در صورت برخورداری از آموزش و امکانات مناسب می‌توانند نخستین حلقه شناسایی و مهار حریق باشند.

در مقابل، هرگاه میان منافع جامعه محلی و سیاست‌های حفاظت از منابع طبیعی تعارض ایجاد شود و راهکارهای جایگزین برای تأمین معیشت مردم در نظر گرفته نشود، اجرای برنامه‌های حفاظتی با دشواری بیشتری مواجه خواهد شد.

محدودیت‌های قانونی و مدیریتی در استفاده از مراتع، شیوه‌های واگذاری بهره‌برداری، نحوه برخورد با تخلفات و چگونگی توزیع منافع اقتصادی منابع طبیعی، همگی بر میزان اعتماد و همکاری مردم اثر می‌گذارند. البته مشارکت اجتماعی به معنای واگذاری بی‌ضابطه عرصه‌های ملی یا نادیده‌گرفتن حقوق عمومی نیست؛ بلکه به معنای تعریف مسئولیت‌های روشن، اعطای اختیارات قانونی، نظارت شفاف و پیوندزدن منافع اقتصادی مردم با حفظ منابع طبیعی است.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

مردمی که در حفاظت از جنگل سهم واقعی داشته باشند، باید در منافع حاصل از حفاظت نیز سهمی قانونی، روشن و پایدار داشته باشند. توسعه زنجیره ارزش گیاهان دارویی، بهره‌برداری اصولی از محصولات فرعی جنگل، ایجاد فرصت‌های شغلی سازگار با محیط زیست، آموزش جوامع محلی و حمایت از گروه‌های داوطلب اطفای حریق، می‌تواند زمینه این پیوند را تقویت کند.

در این میان، هرگونه واگذاری بهره‌برداری باید با ارزیابی زیست‌محیطی، رعایت حقوق عمومی و تضمین جلوگیری از تخریب همراه باشد تا مشارکت اجتماعی به پوششی برای بهره‌برداری ناپایدار تبدیل نشود.

آمار آتش‌سوزی در کهگیلویه و بویراحمد؛ کاهش حریق، اما نه پایان خطر

سیدجمال موسویان، مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری کهگیلویه و بویراحمد، اعلام کرده است که از ابتدای سال جاری تا پایان شهریورماه، ۴۸ مورد آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع استان رخ داده و ۹۳۶ هکتار از عرصه‌های طبیعی را تحت تأثیر قرار داده است.

به گفته وی، هفت نفر از عاملان ایجاد حریق در شهرستان کهگیلویه، دو نفر در شهرستان باشت و دو نفر در شهرستان لنده شناسایی شده‌اند و پرونده آنان برای رسیدگی در اختیار مراجع قضایی قرار دارد.

موسویان همچنین با اشاره به کاهش تعداد حریق‌ها نسبت به مدت مشابه سال گذشته، تأمین تجهیزات انفرادی، اجرای طرح «هر دهیاری یک جنگل‌بان»، ایجاد آتش‌بُر در مناطق مستعد و همکاری جوامع محلی و دستگاه‌های اجرایی را از عوامل مؤثر در مدیریت حوادث امسال دانسته است.

او با قدردانی از همکاری مجموعه قضایی و انتظامی استان تأکید کرده است که با عاملان ایجاد آتش‌سوزی در عرصه‌های طبیعی مطابق قانون برخورد خواهد شد.

مدیرکل منابع طبیعی استان از مردم و طبیعت‌دوستان خواسته است در صورت مشاهده حریق، موضوع را در سریع‌ترین زمان ممکن به شماره‌های ۱۵۰۴ و ۱۳۹ یگان حفاظت منابع طبیعی اطلاع دهند و از اقدامات خطرناکی که موجب گسترش آتش می‌شود، خودداری کنند.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

کاهش آمار چه می‌گوید و چه چیزی را پنهان نمی‌کند؟

مقایسه آمار اعلام‌شده نشان می‌دهد تعداد حریق‌های ثبت‌شده از ۸۷ مورد به ۴۸ مورد رسیده است؛ یعنی حدود ۴۴٫۸ درصد کاهش. همچنین با در نظر گرفتن رقم بیش از ۱۳۰۰ هکتار برای سال گذشته و ۹۳۶ هکتار برای سال جاری، کاهش سطح خسارت‌دیده دست‌کم حدود ۲۸ درصد برآورد می‌شود؛ البته رقم دقیق به مساحت نهایی ثبت‌شده در سال گذشته بستگی دارد.

این اعداد از بهبود نسبی وضعیت حکایت دارند، اما برای ارزیابی دقیق عملکرد حفاظت از جنگل‌ها کافی نیستند. کاهش تعداد حریق‌ها زمانی ارزش تحلیلی بیشتری پیدا می‌کند که مشخص شود این کاهش در چه مناطقی رخ داده، شدت و مدت حریق‌ها چقدر بوده، چه میزان از عرصه‌های جنگلی آسیب دیده و چه سهمی از مناطق سوخته قابلیت احیای طبیعی دارند.

همچنین باید میان سوختن جنگل، مرتع، زمین کشاورزی و سایر اراضی تمایز قائل شد؛ زیرا یکسان‌گرفتن همه این موارد می‌تواند در ارزیابی خسارت‌های زیست‌محیطی گمراه‌کننده باشد. به بیان دیگر، کاهش تعداد حریق‌ها یک شاخص مهم است، اما هدف نهایی باید کاهش خسارت اکولوژیک، جلوگیری از تکرار حوادث و افزایش توان بازسازی طبیعت باشد.

گچساران؛ ۵۰ مورد آتش‌سوزی در شش ماه

گچساران به دلیل موقعیت جغرافیایی، پوشش گیاهی، مجاورت با مناطق گرمسیری و وجود عرصه‌های جنگلی و مرتعی، از شهرستان‌هایی است که مدیریت حریق در آن اهمیت ویژه‌ای دارد.

قدرت‌الله علی‌پور، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری گچساران، در گفتگو با صبح زاگرس اعلام کرده است که طی شش ماه نخست سال، ۵۰ مورد آتش‌سوزی با مجموع سطح اعلام‌شده ۴۵۰ هکتار در محدوده تحت گزارش این اداره رخ داده است.

به گفته وی، از این تعداد، شش مورد در عرصه‌های طبیعی و ۴۴ مورد در مزارع کشاورزی، باغ‌ها، مستثنیات و اراضی حاشیه شهر اتفاق افتاده است. علی‌پور تأکید کرده که موارد گزارش‌شده با تلاش نیروهای منابع طبیعی مهار شده‌اند.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

این تفکیک از نظر تحلیلی اهمیت دارد؛ زیرا عدد ۵۰ مورد، به‌تنهایی نشان‌دهنده تعداد آتش‌سوزی‌های جنگلی نیست. بخش عمده موارد اعلام‌شده به اراضی کشاورزی، باغی و حاشیه شهر مربوط بوده و ارزیابی دقیق خسارت به جنگل‌ها باید بر پایه آمار تفکیک‌شده انجام شود.

رئیس اداره منابع طبیعی گچساران، کمبود نیروی انسانی، محدودیت تجهیزات و خودروها و رعایت‌نشدن الزامات ایمنی از سوی برخی طبیعت‌گردان را ازجمله چالش‌های موجود عنوان کرده است.

وی همچنین از همکاری دادستانی و دستگاه قضایی در حفاظت از منابع طبیعی و مقابله با زمین‌خواری سخن گفته و اعلام کرده است که حدود ۲۰۰ هزار مترمربع از اراضی ملی رفع تصرف و به انفال بازگردانده شده است.

این اقدام در کنار مقابله با حریق، بخشی از مأموریت گسترده‌تر حفاظت از منابع طبیعی است؛ مأموریتی که جلوگیری از تصرف غیرقانونی زمین، صیانت از پوشش گیاهی و مقابله با تخریب تدریجی عرصه‌های ملی را نیز در بر می‌گیرد.

تولید دو میلیون نهال؛ کاشت درخت کافی نیست

علی‌پور از آغاز برنامه تولید نهال با هدف‌گذاری دو میلیون اصله خبر داده و گفته است که در شش ماه نخست سال، حدود ۲۰ هکتار جنگل‌کاری با استفاده از گونه‌های بومی و مقاوم، ازجمله کنار و کهور، انجام شده است.

توسعه نهالستان و کاشت گونه‌های سازگار با شرایط اقلیمی منطقه می‌تواند در بازسازی عرصه‌های تخریب‌شده نقش داشته باشد؛ بااین‌حال، موفقیت چنین برنامه‌ای تنها با شمار نهال‌های تولیدشده یا مساحت کاشته‌شده سنجیده نمی‌شود.

در مناطق زاگرسی، انتخاب گونه متناسب با زیست‌بوم، کیفیت نهال، زمان کاشت، تأمین رطوبت، حفاظت در برابر چرای دام و مراقبت در سال‌های نخست، از عوامل تعیین‌کننده موفقیت احیاست.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

از سوی دیگر، جنگل‌کاری نباید جایگزین حفاظت از جنگل‌های طبیعی موجود شود. یک جنگل بالغ، ساختار زیستی و تنوعی دارد که بازسازی کامل آن ممکن است دهه‌ها زمان ببرد.

بنابراین، تولید نهال زمانی به نتیجه مطلوب می‌رسد که هم‌زمان با پیشگیری از حریق، حفاظت از خاک و آب، مراقبت از نهال‌ها و ارزیابی نرخ بقای آنها دنبال شود.

محیط زیست گچساران؛ آموزش، تجهیزات و واکنش سریع

محمدامین حسینی، رئیس اداره حفاظت محیط زیست گچساران، با اشاره به اصل پنجاهم قانون اساسی، حفاظت از محیط زیست را وظیفه‌ای عمومی دانسته است.

به گفته وی، حدود ۱۶ روستای حاشیه مناطق طبیعی به دستگاه‌های دمنده مجهز شده‌اند و در محدوده‌های تحت مدیریت محیط زیست نیز برای افزایش آمادگی نیروها و جوامع محلی اقداماتی انجام شده است.

حسینی از وقوع پنج مورد آتش‌سوزی در مناطق حفاظت‌شده شهرستان خبر داده که با همکاری دستگاه‌های اجرایی، دهیاران و جوامع محلی مهار شده‌اند. وی همچنین وقوع حدود ۴۰ مورد حریق در مناطق آزاد را گزارش کرده و همکاری منابع طبیعی، محیط زیست و سایر دستگاه‌ها را در مهار این حوادث مؤثر دانسته است.

برگزاری دوره‌های آموزشی برای روستاییان، کوهنوردان، کارکنان دستگاه‌های اجرایی و گروه‌های محلی نیز از دیگر اقداماتی است که در گفت‌وگو با این مسئول مطرح شده است.

آموزش نیروهای محلی باید به مهارت‌های عملی، شناخت مسیرهای ایمن، شیوه اطلاع‌رسانی، استفاده صحیح از ابزار و تشخیص محدوده خطر محدود نشود؛ بلکه لازم است اصول ایمنی فردی و شرایطی که در آن ورود افراد غیرمتخصص به محل حریق خطرناک است نیز به‌روشنی آموزش داده شود.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

درآتش‌سوزی‌های جنگلی، اقدام سریع اهمیت دارد، اما ورود بدون تجهیزات و آموزش کافی می‌تواند جان داوطلبان را به خطر بیندازد. به همین دلیل، سامان‌دهی گروه‌های مردمی، ارتباط مستقیم با فرماندهی عملیات و فراهم‌کردن تجهیزات حفاظتی باید بخشی از برنامه پیشگیری و مهار حریق باشد.

آبریگون؛ پایگاهی برای رسیدن به «وقت طلایی»

یکی از مهم‌ترین طرح‌های زیرساختی مطرح‌شده برای تقویت ظرفیت مقابله با آتش‌سوزی در منطقه، احداث پایگاه چندمنظوره اطفای حریق در آبریگون گچساران است.

عبدالدیانتی‌نسب، مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد، با اشاره به گستردگی عرصه‌های طبیعی استان، از وجود هفت منطقه حفاظت‌شده، یک پارک ملی و شش منطقه شکارممنوع خبر داده است.

وی دشواری دسترسی به کانون‌های حریق در ارتفاعات، محدودیت امکانات استقرار نیروها و نیاز به تقویت آموزش، پشتیبانی و عملیات هوایی را ازجمله چالش‌های مقابله با آتش‌سوزی‌ها عنوان کرده است.

به گفته دیانتی‌نسب، ۶۰ میلیارد تومان از محل اعتبارات حفاظت و صیانت از جنگل‌های زاگرس برای تقویت زیرساخت‌های حفاظتی استان اختصاص یافته است. در چارچوب برنامه اعلام‌شده، تأمین چهار دستگاه خودرو، یک دستگاه پهپاد و احداث پایگاه چندمنظوره اطفای حریق در دستور کار قرار گرفته است.

این اعتبار به گفته مدیرکل محیط زیست، با پیگیری‌های انجام‌شده و همراهی دستگاه‌های اجرایی استان و غلامرضا تاجگردون، نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس، تأمین شده است.

چرا آبریگون انتخاب شد؟

بر اساس توضیحات مدیرکل محیط زیست استان، موقعیت آبریگون به دلیل دسترسی مناسب به شهر، نزدیکی به مناطق حفاظت‌شده دیل و خامی و قرارگرفتن در محدوده‌ای با امکان پشتیبانی از چند عرصه طبیعی، برای احداث این پایگاه اهمیت دارد. نزدیکی به منابع آبی سد چم‌شیر و سد کوثر نیز از دیگر مزیت‌های مطرح‌شده برای این موقعیت است.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

این مجموعه قرار است تنها محل نگهداری خودرو و تجهیزات نباشد؛ بلکه بخش‌هایی مانند مرکز آموزش، محل برگزاری مانورهای عملیاتی، امکانات پشتیبانی نیروها، فضای نگهداری تجهیزات و نهالستان را نیز در بر بگیرد.

همچنین استفاده مشترک نیروهای منابع طبیعی و محیط زیست از ظرفیت‌های پایگاه می‌تواند به هماهنگی بیشتر دستگاه‌ها در زمان وقوع حریق کمک کند. دیانتی‌نسب از پیش‌بینی پد بالگرد در این مجموعه خبر داده و گفته است که در سال‌های اخیر، پدهایی در ارتفاعات خامی و دیل و در مجاورت پاسگاه محیط‌بانی جهادآباد نیز ایجاد شده است.

به گفته وی، اعتبار پیش‌بینی‌شده برای احداث پایگاه آبریگون حدود ۱۳ میلیارد تومان است و امید می‌رود این پروژه طی سه تا چهار ماه آینده به بهره‌برداری برسد. با توجه به اینکه این زمان‌بندی در اظهارات مسئول مربوطه اعلام شده، تحقق آن باید با انتشار گزارش رسمی پیشرفت پروژه و تاریخ قطعی بهره‌برداری ارزیابی شود.

آیا پایگاه جدید به‌تنهایی زاگرس را نجات می‌دهد؟

احداث پایگاه اطفای حریق، تأمین خودرو و پهپاد و ایجاد زیرساخت برای انتقال نیروها، گام‌هایی ضروری در کاهش زمان واکنش به حریق هستند؛ اما میزان موفقیت این طرح به چگونگی بهره‌برداری از امکانات بستگی دارد.

وجود ساختمان مجهز، بدون نیروی انسانی کافی، تجهیزات عملیاتی آماده، ارتباطات پایدار، برنامه اعزام و نگهداری مستمر، نمی‌تواند تضمین‌کننده مهار سریع حریق باشد.

همچنین پد بالگرد زمانی اثربخش خواهد بود که بالگرد، خدمه، امکانات پروازی و پشتیبانی لازم در زمان نیاز در دسترس باشند. پیش‌بینی زیرساخت هوایی با تأمین ظرفیت واقعی عملیات هوایی یکسان نیست.

مهم‌تر از همه، ارزش چنین پایگاهی زمانی مشخص می‌شود که بتواند در لحظات ابتدایی وقوع آتش‌سوزی، نیروهای آموزش‌دیده را به محل اعزام کند و از گسترش شعله‌ها به عرصه‌های وسیع‌تر جلوگیری شود.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

به همین دلیل، شاخص ارزیابی پایگاه آبریگون باید فراتر از درصد پیشرفت فیزیکی یا میزان اعتبار هزینه‌شده باشد؛ کاهش زمان کشف و اعزام، مدت مهار حریق، سطح خسارت و میزان آمادگی تجهیزات، معیارهای دقیق‌تری برای سنجش عملکرد آن خواهند بود.

استاندار: حفاظت فیزیکی به‌تنهایی کافی نیست

یدالله رحمانی، استاندار کهگیلویه و بویراحمد، در همایش «سلام جنگلبان» با قدردانی از تلاش حافظان منابع طبیعی، بر ضرورت تغییر رویکرد حفاظتی از حفاظت فیزیکی صرف به مشارکت اجتماعی تأکید کرده است.

وی با اشاره به گستردگی پوشش جنگلی استان و محدودیت منابع مالی و نیروی انسانی، استقرار نیروی حفاظتی در تمام نقاط را با توجه به اعتبارات موجود دشوار دانسته و جنگل‌داری اجتماعی را یکی از راهکارهای مدیریت پایدار معرفی کرده است.

به گفته رحمانی، طرح بهره‌برداری از ۲۵۰ هزار هکتار از عرصه‌های ملی با رویکرد مشارکت مردم در دستور کار قرار دارد. هدف از این رویکرد، افزایش سهم جوامع محلی در حفاظت و بهره‌برداری مسئولانه از منابع طبیعی عنوان‌شده است.

استاندار همچنین بر ضرورت نوسازی تجهیزات، خرید دوربین‌های نسل جدید و پهپادهای نظارتی، راه‌اندازی پایگاه‌های هوایی و پیگیری اختصاص بالگرد برای عملیات امدادی تأکید کرده است.

رحمانی آسیب‌زدن به جنگل‌های بلوط را خیانت به نسل‌های آینده دانسته و خواستار برخورد قاطع دستگاه قضایی و نهادهای مسئول با عاملان آتش‌سوزی‌های عمدی شده است.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، تقویت اقدامات آبخیزداری ازجمله احداث بندهای ملاتی و سنگ‌چین را برای کمک به نفوذ آب و حفاظت از منابع آب و خاک ضروری عنوان کرده است.

مشارکت مردم؛ از شعار تا سازوکار اجرایی

تأکید بر جنگل‌داری اجتماعی زمانی به نتیجه می‌رسد که از سطح سخنرانی و برنامه‌های کلی عبور کند و به سازوکار اجرایی روشن تبدیل شود.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

در این مسیر، باید مشخص شود چه عرصه‌هایی قابلیت مدیریت مشارکتی دارند، مردم چه اختیاراتی دریافت می‌کنند، مسئولیت حفاظت و احیا بر عهده چه نهادی است، منافع اقتصادی چگونه توزیع می‌شود و چه معیارهایی برای جلوگیری از تخریب وجود دارد.

همچنین لازم است مشارکت جوامع محلی با سازوکارهای نظارتی، شفافیت مالی و ارزیابی مستقل همراه باشد تا هم حقوق عمومی حفظ شود و هم مردم انگیزه کافی برای نگهداری از عرصه‌های طبیعی داشته باشند.

اگر مشارکت تنها به حضور داوطلبانه مردم هنگام وقوع حریق محدود بماند، بخش مهمی از ظرفیت اجتماعی حفاظت از جنگل‌ها بلااستفاده خواهد ماند. این مشارکت باید در مراحل پیشگیری، پایش، احیا، آموزش و تصمیم‌گیری نیز استمرار پیدا کند.

۶۰ میلیارد تومان اعتبار؛ آزمون هماهنگی دستگاه‌ها

اختصاص اعتبار برای حفاظت از جنگل‌های زاگرس، در صورتی که به تجهیزات عملیاتی، زیرساخت‌های مناسب و افزایش توان واکنش منجر شود، می‌تواند بخشی از کمبودهای موجود را جبران کند.

بااین‌حال، مسئله فقط میزان اعتبار نیست؛ نحوه تخصیص، سرعت اجرای پروژه‌ها، کیفیت خرید تجهیزات و هماهنگی میان منابع طبیعی، محیط زیست، مدیریت بحران، شهرداری‌ها، شرکت نفت، دهیاری‌ها و گروه‌های مردمی نیز اهمیت دارد.

در شرایطی که حریق ممکن است در مدت کوتاهی از یک نقطه محدود به عرصه‌ای وسیع گسترش یابد، تأخیر در اطلاع‌رسانی یا اعزام نیرو می‌تواند هزینه‌های سنگینی ایجاد کند.

از این رو، پایگاه آبریگون باید در چارچوب یک شبکه عملیاتی تعریف شود؛ شبکه‌ای که محل استقرار نیروها، تجهیزات زمینی و هوایی، مسیرهای دسترسی، نقاط تأمین آب و شیوه فرماندهی عملیات در آن مشخص باشد.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

تدوین برنامه عملیاتی مشترک، برگزاری مانورهای دوره‌ای، ثبت زمان واکنش و بررسی نقاط ضعف پس از هر حادثه، می‌تواند اثربخشی سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده را افزایش دهد.

جنگل‌بانان؛ خط مقدم حفاظت با امکانات محدود

در کنار تجهیزات و اعتبارات، نیروی انسانی مهم‌ترین سرمایه عملیات اطفای حریق است. جنگل‌بانان و محیط‌بانان در شرایطی دشوار، از ارتفاعات صعب‌العبور تا مناطق گرم و کم‌آب، وظیفه حفاظت از عرصه‌هایی گسترده را بر عهده دارند. گاه محدودیت خودرو، نبود تجهیزات حفاظت فردی، دشواری دسترسی و کمبود امکانات استقرار، عملیات آنان را با خطر و دشواری بیشتری همراه می‌کند.

استاندار کهگیلویه و بویراحمد نیز با اشاره به شرایط معیشتی جنگل‌بانان، فداکاری آنان را شایسته تقدیر دانسته است.

اما تقدیر از نیروهای حفاظتی نباید به پیام‌های مناسبتی محدود شود. تأمین لباس و کفش مناسب، تجهیزات ارتباطی، ابزار استاندارد اطفای حریق، امکانات اسکان و تغذیه، آموزش تخصصی و حمایت بیمه‌ای و حقوقی از نیروهای رسمی و داوطلب، از الزامات مدیریت مسئولانه حریق است.

به‌ویژه درباره داوطلبانی که در عملیات اطفای حریق آسیب می‌بینند، باید سازوکار روشنی برای بیمه، جبران خسارت و پشتیبانی درمانی وجود داشته باشد. حفاظت از جان کسانی که برای نجات جنگل‌ها به میدان می‌روند، بخشی جدایی‌ناپذیر از حفاظت از خود جنگل است.

زاگرس با آمار نجات نمی‌یابد، با مدیریت پایدار نجات پیدا می‌کند

آنچه از مجموع آمارهای اعلام‌شده و اظهارات مسئولان منابع طبیعی، محیط زیست و مدیریت استان برمی‌آید، تصویری دووجهی از وضعیت حفاظت از جنگل‌های کهگیلویه و بویراحمد است: از یک سو، کاهش گزارش‌شده تعداد حریق‌ها و سطح خسارت در مقایسه با سال گذشته، تجهیز برخی روستاها، آموزش جوامع محلی، تولید نهال و اختصاص اعتبار برای ایجاد زیرساخت‌های جدید، نشانه‌هایی امیدوارکننده به شمار می‌روند؛ از سوی دیگر، تداوم وقوع آتش‌سوزی‌ها، کمبود نیروی انسانی و تجهیزات و دشواری دسترسی به مناطق صعب‌العبور نشان می‌دهد که مسئله هنوز به نقطه پایان نرسیده است.

نخستین ضرورت، عبور از نگاه آماری صرف است. کاهش تعداد حریق‌ها اهمیت دارد، اما اگر یک آتش‌سوزی محدود، یک عرصه حساس و ارزشمند را به‌شدت تخریب کند، نمی‌توان صرفاً با استناد به کاهش تعداد حوادث، از موفقیت کامل برنامه‌های حفاظتی سخن گفت. ارزیابی واقعی باید هم‌زمان تعداد حریق، سطح خسارت، نوع پوشش گیاهی آسیب‌دیده، شدت سوختگی، زمان واکنش و میزان احیای طبیعی عرصه‌ها را در نظر بگیرد.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

دومین ضرورت، تبدیل مشارکت مردمی به یک سیاست اجرایی پایدار است. مردم محلی نباید تنها در زمان وقوع بحران به‌عنوان نیروی کمکی فراخوانده شوند؛ بلکه باید در پیشگیری، پایش، تصمیم‌گیری و بازسازی نیز جایگاهی روشن داشته باشند. البته این مشارکت باید بر پایه حقوق قانونی، حفظ منافع عمومی، نظارت مؤثر و جلوگیری از تخریب سازمان‌یافته شکل بگیرد.

سومین ضرورت، پیوندزدن حفاظت از منابع طبیعی با اقتصاد محلی است. تا زمانی که درآمد و اشتغال بخشی از مردم به فعالیت‌هایی وابسته باشد که با حفاظت از جنگل تعارض پیدا می‌کند، صرفاً تشدید برخوردهای قانونی نمی‌تواند همه ریشه‌های مسئله را از بین ببرد. توسعه مشاغل سازگار با محیط زیست، فرآوری اصولی گیاهان دارویی، حمایت از محصولات محلی و ایجاد زنجیره ارزش برای تولیدات طبیعی، می‌تواند حفاظت از جنگل را به بخشی از منافع اقتصادی جامعه تبدیل کند.

چهارمین ضرورت، پاسخ‌گویی درباره اعتبارات و پروژه‌هاست. پایگاه آبریگون و تجهیزات جدید زمانی به سرمایه‌ای مؤثر برای استان تبدیل می‌شوند که تکمیل پروژه، تأمین نیروی انسانی، آماده‌به‌کاری تجهیزات و عملکرد عملیاتی آنها به‌صورت مستمر ارزیابی شود. مردم حق دارند بدانند اعتبارات حفاظت از زاگرس چگونه هزینه شده و چه میزان از این هزینه‌ها به کاهش واقعی خسارت منجر شده است.

و در نهایت، باید پذیرفت که احیای طبیعت با سرعت تخریب آن پیش نمی‌رود. یک حریق ممکن است در چند ساعت، حاصل ده‌ها سال رشد یک درخت را از میان ببرد؛ اما بازگشت پوشش گیاهی، تثبیت خاک و ترمیم زیستگاه به زمان و مراقبت مستمر نیاز دارد. از همین رو، جلوگیری از آتش‌سوزی به‌مراتب کم‌هزینه‌تر و اثربخش‌تر از تلاش برای جبران خسارت پس از وقوع آن است.

زاگرس فقط میراث نسل‌های گذشته نیست؛ سرمایه‌ای است که نسل امروز در برابر نسل‌های آینده مسئول حفاظت از آن است. اگر درختان بلوط بسوزند، تنها سایه و زیبایی طبیعت از میان نمی‌رود؛ ظرفیت نگهداری خاک و آب، بخشی از تنوع زیستی و فرصت‌های معیشتی مردم نیز آسیب می‌بیند.

نجات زاگرس نه با یک پایگاه، نه با چند دستگاه خودرو و نه با یک پویش مقطعی محقق می‌شود؛ این هدف به مدیریت علمی، قانون‌مداری، امکانات کافی، مشارکت واقعی مردم و اراده‌ای مستمر برای حفاظت از سرمایه‌های طبیعی کشور نیاز دارد.

بلوط‌ها می‌سوزند؛ سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند!+ تصاویر

آتش‌سوزی جنگل‌ها یک هشدار فصلی نیست؛ آزمونی برای کیفیت حکمرانی منابع طبیعی است. آزمونی که نتیجه آن نه فقط در تعداد هکتارهای سوخته، بلکه در امنیت آب و خاک، پایداری معیشت مردم و میراثی که برای فرزندان این سرزمین باقی می‌گذاریم، سنجیده خواهد شد.

انتهای خبر/

آخرین اخبار