روایتی از دانش، جسارت و ایثار نفتیها؛
۵۸ روز نبرد با اژدهای آتشین رگسفید / روزی که چاه ۱۴۷ به زانو درآمد
هفتم آبانماه ۱۳۹۶، شعلههای سرکش چاه شماره ۱۴۷ میدان نفتی رگسفید گچساران، آسمان منطقه را به تسخیر خود درآورد و صنعت نفت ایران را با یکی از پیچیدهترین عملیاتهای مهار فوران چاه روبهرو کرد.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «آفتاب گچساران» ، ظهر هفتم آبانماه سال ۱۳۹۶، حادثهای هولناک در دکل حفاری ۹۵ فتح و در محدوده چاه شماره ۱۴۷ میدان نفتی رگسفید رخ داد. فوران ناگهانی گاز و وقوع انفجار، آتش عظیمی را به وجود آورد که در مدت کوتاهی به یکی از مهمترین بحرانهای عملیاتی صنعت نفت کشور تبدیل شد.
در نخستین لحظات حادثه، دو نفر از کارکنان زحمتکش صنعت نفت، محمد سلیمی و فرزاد ارزانی، جان خود را از دست دادند؛ ضایعهای تلخ که از همان ابتدا، بهای انسانی این حادثه را به تصویر کشید. با گسترش آتش، منطقه در محاصره دود و حرارت قرار گرفت و نیروهای عملیاتی شرکت ملی حفاری ایران، کارکنان شرکت نفت و گاز گچساران و واحدهای پشتیبانی و آتشنشانی برای مقابله با شرایط اضطراری به محل اعزام شدند.
اما آنچه عملیات را دشوارتر میکرد، تنها شدت شعلهها نبود؛ محل حادثه در منطقهای کوهستانی و سختگذر قرار داشت و دسترسی به آن برای انتقال تجهیزات سنگین، تانکرهای آب و ماشینآلات موردنیاز با محدودیتهای جدی روبهرو بود.در چنین شرایطی، مهار آتش به تصمیمگیریهای دقیق، تأمین گسترده امکانات و هماهنگی میان مجموعههای مختلف صنعت نفت نیاز داشت.
برآورد ۶۰ روزه؛ آغاز نبردی فراتر از خاموشکردن آتش
در نخستین روزهای حادثه، محسن دلاویز بهعنوان نماینده ویژه بیژن زنگنه، وزیر وقت نفت، به منطقه اعزام شد تا از نزدیک شرایط را بررسی کند.او در ارزیابی اولیه، با اشاره به کوهستانی و صعبالعبور بودن منطقه، دشواری عملیات را یادآور شد. برآوردهای اولیه نیز از این حکایت داشت که مهار چاه ممکن است ۵۰ تا ۶۰ روز زمان ببرد؛ پیشبینیای که سرانجام با پایان عملیات در روز پنجاهوهشتم، به واقعیت نزدیک شد.
از همان ساعات ابتدایی، روشن بود که خاموشکردن شعلههای چاه ۱۴۷ با روشهای معمول آتشنشانی امکانپذیر نیست. موضوع اصلی، کنترل فوران سیالات از سرچاه و جلوگیری از تداوم جریان نفت و گاز بود؛ مسئلهای فنی که به برنامهریزی چندمرحلهای و اجرای روشهای تخصصی نیاز داشت.
به همین دلیل، دو مسیر اصلی در دستور کار قرار گرفت: مهار از سطح یا «Top Kill» و مهار از عمق یا «Bottom Kill». در روش نخست، تلاش میشود با اقدامات مهندسی و تجهیزات ویژه، جریان خروجی از سرچاه کنترل و متوقف شود. در روش دوم، با حفاری چاههای امدادی و رسیدن به موقعیتی مناسب در نزدیکی چاه فورانکرده، امکان کنترل جریان از مسیر زیرسطحی فراهم میشود. این راهبرد دوگانه، از همان ابتدا نشان میداد که مهارگران قصد ندارند سرنوشت عملیات را به موفقیت یک روش محدود کنند.
رگسفید به کارگاهی بزرگ در دل آتش تبدیل شد
نهم آبانماه، تنها دو روز پس از حادثه، منطقه رگسفید به کارگاهی گسترده از فعالیتهای عملیاتی و پشتیبانی تبدیل شده بود. در یک سو، شعلههای چاه همچنان زبانه میکشید و در سوی دیگر، ماشینآلات سنگین، تانکرهای آب، پمپها و نیروهای تخصصی برای آمادهسازی زیرساختهای عملیات تلاش میکردند.
یکی از نخستین ضرورتها، ایجاد مسیرهای دسترسی برای انتقال تجهیزات و تأمین آب موردنیاز برای خنکسازی محیط و ماشینآلات بود. احداث جادههای جدید و ساخت استخرهای ذخیره آب، از جمله اقداماتی بود که باید در کوتاهترین زمان ممکن انجام میشد.
همزمان، پاکسازی مخازن گازوئیل و خارجکردن تجهیزات خطرناک از محدوده آتش در دستور کار قرار گرفت؛ اقدامی که با هدف کاهش خطرات ثانویه و فراهمکردن فضای امنتر برای ادامه عملیات انجام شد. در این مرحله، هر اقدام پشتیبانی، از ایجاد مسیر عبور خودروهای سنگین تا تأمین آب و تخلیه تجهیزات، نقشی تعیینکننده در پیشبرد عملیات داشت.
در واقع، مهار چاه ۱۴۷ تنها به مهارت آتشنشانان یا دانش مهندسان حفاری وابسته نبود؛ مجموعهای از فعالیتهای فنی، لجستیکی و ایمنی باید در کنار یکدیگر پیش میرفتند تا امکان اجرای مراحل اصلی مهار فراهم شود.
حضور وزیر نفت و تأکید بر حفظ جان نیروها
یازدهم آبانماه ۱۳۹۶، بیژن زنگنه، وزیر وقت نفت، برای بررسی روند عملیات و ارزیابی شرایط میدانی به منطقه رگسفید رفت. حضور وزیر نفت در محل حادثه، در شرایطی انجام شد که نیروهای عملیاتی با محدودیتهای فراوان و خطرهای ناشی از حرارت، فشار و احتمال بروز حوادث ثانویه روبهرو بودند.
در این بازدید، بر ضرورت رعایت اصول ایمنی و پرهیز از شتابزدگی تأکید شد. سرعت در مهار آتش اهمیت داشت، اما نباید به قیمت به خطر افتادن جان کارکنان تمام میشد. همزمان، بر پیشبرد موازی عملیات مهار سطحی و حفاری چاههای امدادی تأکید شد؛ تصمیمی که امکان استفاده از مسیر جایگزین را در صورت ناکامی روش سطحی فراهم میکرد.
این رویکرد، یکی از اصول مهم مدیریت بحران در عملیاتهای پیچیده صنعتی است: پیشبرد همزمان گزینههای فنی، ارزیابی مستمر خطرها و آمادهبودن برای تغییر راهبرد بر اساس شرایط واقعی میدان.
دو چاه امدادی؛ امیدی در دل شعلههای سرکش
در روزهای میانی آبانماه، عملیات آمادهسازی و حفاری چاههای امدادی A و C وارد مرحله اجرایی شد. هدف، حفر چاههایی با مسیر و زاویه محاسبهشده بود تا حفاری به نقطه مناسب در مجاورت چاه فورانکرده برسد و امکان کنترل جریان از عمق فراهم شود. در همین زمان، آمادهسازی محل استقرار دکلها، ایجاد کمپهای امدادی، تجهیز سامانههای پمپاژ و تکمیل زیرساختهای انتقال آب ادامه یافت.
مدیران عملیاتی شرکت ملی حفاری ایران و شرکت ملی نفت ایران نیز از پیشرفت اقدامات پشتیبانی و آمادهسازی موقعیتهای حفاری خبر میدادند. در شانزدهم آبانماه، مرحله دیگری از عملیات پاکسازی محوطه انجام شد. در جریان این اقدامات، تجهیزات و بخشهایی از تأسیسات مستقر در محدوده خطر از محل خارج شدند تا فضای بیشتری برای ادامه فعالیت مهارگران فراهم شود. در چنین شرایطی، عملیات پاکسازی صرفاً جمعآوری آوار نبود؛ هر مرحله باید با ارزیابی خطر، بررسی وضعیت تجهیزات و در نظر گرفتن شرایط متغیر چاه انجام میشد.
زیرساخت حیاتی عملیات؛ از خطوط انتقال آب تا استخرهای ذخیره
با گذشت زمان، اهمیت تأمین پایدار آب برای خنکسازی و پشتیبانی عملیات بیش از پیش آشکار شد. تا بیستودوم آبانماه، بخشهایی از سامانه انتقال و انباشت آب، شامل ایستگاههای پمپاژ، خطوط لوله با قطرهای مختلف و استخر ذخیره آب با ظرفیت اعلامشده حدود ۱۳۰ هزار بشکه، آماده بهرهبرداری شد.
این زیرساختها، امکان انتقال و ذخیرهسازی آب در مقیاسی متناسب با نیازهای عملیاتی را فراهم میکردند. در عملیاتهایی از این دست، تأمین آب تنها یک فعالیت جانبی نیست؛ خنکسازی تجهیزات، کاهش دمای بخشهای در معرض حرارت و پشتیبانی از فعالیت نیروهای میدانی، همگی به شبکهای قابلاتکا برای انتقال و توزیع آب وابستهاند. به همین دلیل، احداث خطوط انتقال، ایجاد استخرها و راهاندازی پمپها بخشی جداییناپذیر از عملیات مهار چاه ۱۴۷ بود.
آواربرداری ۳۰۰ تنی؛ نبردی در چند قدمی دهانه چاه
یکی از دشوارترین مراحل عملیات، خارجکردن بقایای دکل ۹۵ فتح از محدوده سرچاه بود؛ سازهای که بر اثر انفجار و حرارت شدید آسیب دیده و بخشهایی از آن در اطراف دهانه چاه باقی مانده بود. وزن بقایای سازه و وضعیت نامطمئن تجهیزات، عملیات آواربرداری را به کاری بسیار حساس تبدیل کرده بود. هر حرکت اشتباه میتوانست خطرهای تازهای ایجاد کند یا شرایط کنترل جریان خروجی از چاه را دشوارتر سازد.
برای انجام این کار، از ماشینآلات ویژه آواربرداری، از جمله تجهیزات موسوم به «اتیواگن» (Athey Wagon)، استفاده شد. هدف اصلی، جابهجایی کنترلشده بقایای دکل و بازکردن مسیر خروجی چاه بود؛ بهگونهای که امکان اجرای مراحل بعدی عملیات مهار سطحی فراهم شود.
در کنار این فعالیتها، دکل ۹۳ فتح در موقعیت C و دکل ۹۴ فتح در موقعیت A مستقر شدند و عملیات حفاری چاههای امدادی برای رسیدن به عمقهای هدف ادامه یافت. این مرحله، نمونهای روشن از پیچیدگی عملیات مهار فوران بود؛ جایی که مهندسی حفاری، آواربرداری سنگین، ایمنی صنعتی و مدیریت بحران باید همزمان و با دقت بالا اجرا میشدند.
حرارت و فشار؛ هر لحظه در مرز خطر
شرایط فیزیکی حاکم بر محل حادثه، ادامه فعالیت را برای نیروهای عملیاتی بسیار دشوار میکرد. در گزارشهای آن دوره، دمای بسیار بالای اطراف سرچاه و فشار قابلتوجه جریان خروجی از چاه مورد اشاره قرار گرفته بود. ارقام اعلامشده درباره دما و فشار، تصویری از شدت شرایطی ارائه میداد که مهارگران با آن مواجه بودند.
گرمای شدید، صدای مهیب فوران، احتمال آسیبدیدن تجهیزات و خطر بروز حوادث ثانویه، همگی ضرورت رعایت دقیق دستورالعملهای ایمنی را دوچندان میکردند. در چنین فضایی، نیروها ناچار بودند فعالیتهای خود را در محدودهای انجام دهند که شرایط آن پیوسته تحت تأثیر شدت فوران و وضعیت تجهیزات تغییر میکرد.
هر مرحله از عملیات باید با سنجش خطر، هماهنگی گروههای تخصصی و آمادهسازی تجهیزات پشتیبان همراه میشد. به همین دلیل، پیشرفت عملیات نه با شتابزدگی، بلکه با ترکیبی از دقت مهندسی، تجربه عملیاتی و تصمیمگیری مرحلهای امکانپذیر بود.
پنجم آذرماه؛ پایان آواربرداری نهایی و آمادهسازی برای مهار سطحی
پنجم آذرماه، یکی از نقاط مهم در روند عملیات مهار چاه ۱۴۷ به شمار میرفت؛ روزی که مرحله حساس آواربرداری نهایی از دهانه چاه به پایان رسید. با کنارزدن بقایای سازه و ساماندهی مسیر خروجی، شرایط برای ادامه تلاشهای مهار سطحی فراهمتر شد. مسئولان عملیاتی اعلام کردند که با هدایت جریان شعلهها و پاکسازی دهانه چاه، امکان اجرای مراحل بعدی روش Top Kill افزایش یافته است.
پس از آن، چند مرحله تلاش برای مهار سطحی با استفاده از تجهیزات ویژه و ابزارهای موسوم به استینگر انجام شد؛ تجهیزاتی که برای نزدیکشدن به مسیر خروجی چاه و اجرای عملیات کنترل جریان مورد استفاده قرار میگیرند.
با این حال، فشار بالای جریان و آسیبدیدگی شدید تجهیزات سرچاهی، مانع از موفقیت نهایی این روش شد. در نتیجه، تمرکز اصلی عملیات بار دیگر بر حفاری چاههای امدادی و فراهمکردن شرایط لازم برای مهار از عمق قرار گرفت. این تغییر مسیر، نشاندهنده اهمیت انعطافپذیری در مدیریت بحران بود؛ زیرا در عملیاتهای پیچیده صنعتی، اصرار بر یک روش ناموفق میتواند زمان، منابع و ایمنی نیروها را با خطر مواجه کند.
حفاری امدادی به مراحل تعیینکننده نزدیک شد
در نیمه دوم آذرماه، حفاری چاههای امدادی با هدف رسیدن به نقطه اتصال مناسب با چاه فورانکرده ادامه یافت. بر اساس گزارشهای آن دوره تا بیستوچهارم آذرماه، چاه امدادی C به عمق حدود دو هزار متر رسیده بود و پیشبینی میشد با ادامه حفاری، در روزهای آینده به محدوده هدف نزدیک شود. چاه امدادی A نیز از مسیر دیگری پیش میرفت و عمق حفاری آن به حدود هزار و ۷۶۰ متر رسیده بود.
رسیدن به نقطه هدف، به محاسبات دقیق مسیر حفاری، کنترل انحراف چاه و هماهنگی میان گروههای مهندسی نیاز داشت. در چنین عملیاتی، صرف رسیدن به یک عمق مشخص کافی نیست؛ موقعیت مکانی چاه امدادی نسبت به چاه فورانکرده و امکان ایجاد ارتباط کنترلشده میان آنها اهمیت اساسی دارد.
در این مرحله، امید اصلی به تکمیل حفاری امدادی و اجرای عملیات نهایی مهار از عمق معطوف شده بود؛ مسیری که از نخستین روزهای حادثه بهعنوان گزینه جایگزین در نظر گرفته شده بود.
پنجم دیماه ۱۳۹۶؛ پایان ۵۸ روز نبرد با آتش
سرانجام شامگاه پنجم دیماه ۱۳۹۶، پس از ۵۸ روز تلاش مداوم، شعلههای چاه ۱۴۷ رگسفید خاموش شد. آتش مهیبی که از هفتم آبانماه آسمان منطقه را سرخ کرده بود، دیگر زبانه نمیکشید و یکی از دشوارترین عملیاتهای مهار فوران چاه در صنعت نفت ایران به پایان رسید. برای نیروهایی که هفتهها در شرایط سخت و پرخطر فعالیت کرده بودند، این لحظه تنها پایان یک مأموریت عملیاتی نبود؛ نتیجه روزها تلاش، تصمیمگیری، تحمل دشواریها و همکاری مجموعهای از متخصصان و کارکنان بود.
خاموشی شعلهها، پایان یک بحران بزرگ را رقم زد؛ بحرانی که در صورت تداوم میتوانست خسارتهای گستردهتری به تأسیسات، تولید نفت و محیط پیرامونی وارد کند. بااینحال، در کنار موفقیت عملیاتی، یاد دو نیروی جانباخته حادثه، محمد سلیمی و فرزاد ارزانی، همچنان بخش جداییناپذیر روایت رگسفید باقی ماند؛ دو نفری که نامشان با یکی از تلخترین روزهای این عملیات گره خورد.
پشت صحنه مهار؛ شبکهای از تلاشهای فنی و پشتیبانی
ابعاد عملیات رگسفید را نمیتوان تنها با خاموششدن شعلهها سنجید. در طول ۵۸ روز، مجموعهای گسترده از فعالیتهای فنی، عمرانی، حفاری و پشتیبانی برای فراهمکردن شرایط مهار انجام شد. احداث مسیرهای دسترسی، آمادهسازی محل استقرار دکلها، ایجاد سامانههای انتقال آب، ساخت استخرهای ذخیره، پاکسازی محوطه، آواربرداری تجهیزات آسیبدیده و حفاری چاههای امدادی، بخشی از این اقدامات بود.
در گزارشهای مربوط به عملیات، از احداث صدها کیلومتر خط انتقال آب، ایجاد استخرهای بزرگ ذخیره و اجرای چند هزار متر حفاری امدادی یاد شده است. ارقام دقیق این اقدامات باید با گزارش نهایی و مستندات رسمی عملیات تطبیق داده شوند، اما همین مجموعه فعالیتها نشان میدهد که مهار چاه ۱۴۷، پروژهای چندبعدی و فراتر از یک عملیات معمول آتشنشانی بود.
در این میان، نیروهای شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، شرکت ملی حفاری ایران، شرکت نفت و گاز گچساران و دیگر مجموعههای پشتیبان، در بخشهای مختلف عملیات نقشآفرینی کردند. از رانندگان خودروهای آبرسان و اپراتورهای ماشینآلات سنگین تا مهندسان حفاری، کارشناسان ایمنی، نیروهای آتشنشانی و گروههای پشتیبانی، هر بخش بهتناسب وظیفه خود در پیشبرد عملیات سهم داشت.
رگسفید؛ میدان نفتی مهم در جنوب ایران
میدان نفتی رگسفید از میادین مهم نفت و گاز جنوب کشور است که کشف آن به سال ۱۳۴۳ بازمیگردد. این میدان در محدوده جغرافیایی جنوب غرب ایران و در ارتباط با مناطق نفتخیز خوزستان و جنوب کهگیلویهوبویراحمد قرار دارد. توسعه و بهرهبرداری از بخشهای مختلف آن نیز در چارچوب فعالیت شرکتهای بهرهبردار صنعت نفت انجام میشود.
در تقسیمبندی عملیاتی، بخشهایی از میدان در حوزه فعالیت شرکت بهرهبردار آغاجاری و بخشهایی دیگر در حوزه شرکت بهرهبردار گچساران قرار دارند. اهمیت این میدان تنها به حجم ذخایر زیرزمینی آن محدود نیست؛ استمرار تولید، ایمنی تأسیسات، حفاظت از نیروی انسانی و جلوگیری از آسیبهای زیستمحیطی نیز از موضوعات مهم در مدیریت آن به شمار میروند. حادثه چاه ۱۴۷ در چنین بستری رخ داد؛ حادثهای که علاوه بر خسارت انسانی، ضرورت آمادگی فنی و سازمانی برای مواجهه با فورانهای بزرگ و شرایط اضطراری را به نمایش گذاشت.
درسهای رگسفید؛ مدیریت بحران با تکیه بر دانش و تجربه
عملیات مهار چاه ۱۴۷ رگسفید، از چند منظر اهمیت داشت. نخست، نشان داد که مقابله با فورانهای بزرگ نفت و گاز به راهبردی چندمرحلهای نیاز دارد و نمیتوان آن را تنها با اتکا به تجهیزات آتشنشانی یا یک روش فنی به سرانجام رساند. دوم، اهمیت زیرساختهای پشتیبانی را برجسته کرد. دسترسی جادهای، تأمین آب، آمادهسازی محل استقرار تجهیزات، آواربرداری و تدارک ماشینآلات، همگی در موفقیت نهایی نقش داشتند.
سوم، تجربه رگسفید بر ضرورت هماهنگی میان مجموعههای تخصصی، تصمیمگیری بر پایه شرایط واقعی میدان و پیشبینی مسیرهای جایگزین تأکید کرد. چهارم، این حادثه بار دیگر یادآور شد که ایمنی نیروی انسانی باید در مرکز برنامهریزی عملیاتهای پرخطر قرار گیرد. موفقیت عملیاتی زمانی ارزشمندتر خواهد بود که درسهای آن برای کاهش احتمال حوادث مشابه و ارتقای استانداردهای ایمنی به کار گرفته شود.
پایان شعلهها، آغاز یک روایت ماندگار
رگسفید تنها داستان فوران یک چاه و خاموششدن آتش آن نبود؛ روایتی از مواجهه صنعت نفت ایران با بحرانی پیچیده بود که طی آن، دانش مهندسی، تجربه عملیاتی، امکانات پشتیبانی و همکاری گروهی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. در طول ۵۸ روز، هر مرحله از عملیات با مسئلهای تازه همراه بود؛ از دشواری دسترسی به منطقه و تأمین آب تا آواربرداری سنگین، ناکامی تلاشهای مهار سطحی و پیشبرد حفاری چاههای امدادی. سرانجام، شامگاه پنجم دیماه ۱۳۹۶، شعلهها خاموش شدند و پرونده یکی از دشوارترین عملیاتهای مهار فوران چاه در صنعت نفت ایران به مرحله پایانی رسید.
اما یاد رگسفید نباید تنها به افتخار خاموشکردن آتش محدود بماند. پاسداشت جانباختگان، ثبت دقیق تجربههای فنی، انتقال دانش به نسلهای بعدی متخصصان و ارتقای آمادگی برای مقابله با بحرانهای مشابه، بخش مهمتری از میراث این حادثه است.
رگسفید به ما یادآوری کرد که در سختترین شرایط نیز، دانش، برنامهریزی و کار گروهی میتوانند مسیر عبور از بحران را هموار کنند؛ اما هیچ موفقیتی، رنج خانوادههای داغدار و ارزش جان انسانهایی را که در مسیر انجام وظیفه جان باختند، از حافظه تاریخ پاک نخواهد کرد.
انتهای خبر/
پربیننده ترین ها
- ■ ماجرای کامل تهدید «تاجگردون» توسط فرد مسلح!
- ■ اعلام اسامی برترینهای کنکور 1405 در گچساران
- ■ پایمردی گچسارانیها در شب 232 حماسه+ تصاویر
- ■ 220 شب قرار همدلی مردم گچساران+ تصاویر
- ■ ۲۲۹ شب ایستادگی گچسارانیها پایکار وطن+ تصاویر
- ■ 217 شب همدلی و وفاداری مردم گچساران+ تصاویر
- ■ گچساران پایکار آزادی زندانیان جرائم غیر عمد+ تصاویر
- ■ گچساران؛ ۲۱۶ شب ایستادگی و حماسه در میدان+ تصاویر
- ■ موج 231 حضور حماسی گچسارانی در میدان+ تصاویر
- ■ شب 230 میدانداری مردم گچساران+ تصاویر
- ■ روایت دلدادگی مردم گچساران در سوگ مادر+ تصاویر
- ■ تجمعات شبانه گچسارانیها رنگوبوی فاطمی گرفت+ تصاویر
- ■ ۲۲۳ شب؛ روایت همدلی در گچساران+ تصاویر
- ■ همایش «پیادهروی خانوادگی» در گچساران+ تصاویر
- ■ 240 شب همصدایی گچسارانیها برای ایران+ تصاویر
آخرین اخبار
- ♦ ۵۸ روز نبرد با اژدهای آتشین رگسفید / روزی که چاه ۱۴۷ به زانو درآمد
- ♦ گلایه زائران از بیآبی در حرم بیبی حکیمه (س) گچساران!
- ♦ پشتپرده تعطیلی پروژه 224 واحدی سایت پازنان چیست؟
- ♦ ماجرای پرحاشیه طرح «نهضت ملی مسکن» در گچساران / گلایههایی که تمامی ندارند؟
- ♦ نفت و گاز گچساران دوباره جان گرفت
- ♦ استقلال اقتصادی با تکیه بر ظرفیتهای داخلی محقق میشود
- ♦ روایت ۲۴۰ شب ایستادگی در بام نفت ایران
- ♦ مدیرعامل جدید شرکت نفت و گاز گچساران منصوب شد
- ♦ رزمایش «پیادهروی ورزشی» جهادگران در گچساران+ تصاویر
- ♦ 240 شب همصدایی گچسارانیها برای ایران+ تصاویر
- ♦ سوت آغاز «جام ولایت» بسیج در گچساران+ تصاویر
- ♦ متقاضیان «نهضت ملی مسکن» گچساران به ستوه آمدند!+ فیلم
- ♦ چرا جامعه امروز بیش از همیشه به الگوی فاطمی نیاز دارد؟
- ♦ روایت دلدادگی مردم گچساران در سوگ مادر+ تصاویر
- ♦ معمای توقف کارخانه «گیاهان دارویی» در گچساران!+ تصاویر